+ طرزی و سراجالاخبار
معرفی کتاب «طرزی و سراجالاخبار»
طرزی و سراجالاخبار
بشیر سخاورز
ناشر: محمدابراهیم شریعتی افغانستانی
طرح جلد: وحید عباسی
چاپ اول، تهران، ۱۳۸۶
۲۰۰۰ نسخه، ۲۰۷ صفحه، رقعی
اکنون قریب به یکصد سال از تأسیس نشریة سراجالاخبار میگذرد، ولی واقعیت این است که هنوز هم آگاهی از چگونگی پیدایش، نحوة انتشار و محتوای این نشریه، برای مردم افغانستان سودمند است. همچنین شناخت شخصیت محمود طرزی، به عنوان گردانندة این نشریه و حتی هدایت و رهبری یک نسل روشنفکر در افغانستان، ضرورت دارد.
به راستی جریان روشنفکری و مطبوعات در افغانستان چنان کند حرکت کرده است که ما هنوز نیازمند تجربیات یک قرن پیش هستیم، یا این نشریه و حلقة گردانندگان آن چنان برجسته بودهاند که هنوز خودنمایی میکنند؟ شاید هر دو سمت قضیه تا حدودی درست است و چنین است که شناخت طرزی و سراجالاخبار هنوز ضرورت دارد.
به نظر میآید که کتاب «طرزی و سراجالاخبار» اثر بشیر سخاورز، در پاسخ به این نیاز نوشته شده است، چنان که نویسنده هم خود در مقدمة کتاب تصریح میکند که «من... به این باورم که افکار طرزی همین امروز میتواند ما را به فردایی بهتر رهنمون گردد. ما در این صد سال اخیر سیر ترقی قابلتوجهی نداشتهایم، اما مانند گذشتگانمان، بیگانگان را عامل این عقبمانی میدانیم و معترف نیستیم که در بسا موارد خود ما عامل آن بودهایم.»
در یک نگاه کلی به پیکرة کتاب، آن را حاوی سه بخش مییابیم: زندگینامة محمود طرزی، جزئیات انتشار سراجالاخبار و نقش طرزی و سراجالاخبار در جامعه، سیاست و ادبیات آن روز افغانستان.
این مباحث، ذیل این عنوانها در این کتاب گرد آمده است: آثار طرزی؛ ساختار بیرونی سراجالاخبار؛ واکنش در برابر نشر سراجالاخبار؛ نمایشنامة اشرافیان؛ نخبگان طرزی؛ پان اسلامی، پان آسیایی یا نشنالیزم؛ افغانستان و کشورهای همسایه؛ طرزی و ادبیات؛ تأثیر مشروطیت بر شعر ما؛ معارف؛ حضور زن در زمان طرزی.
این تنوع عناوین، جامعیت کتاب «طرزی و سراجالاخبار» را نشان میدهد و روشن میدارد که نویسنده به هر سه بُعد سیاسی، اجتماعی و ادبی محمود طرزی و نشریة او توجه داشته است.
به اینها باید افزود پیشگفتاری به قلم اسدالله حبیب استاد سابق دانشگاه کابل، مقدمة مؤلف، سالشمار زندگی طرزی و تصویرهایی مرتبط با موضوع کتاب را که به تنوّع این اثر افزودهاند.
به گمان من، نقطة امتیاز مهم این کتاب، پرداختن مؤلف به ارتباط و تأثیر و تأثر سراجالاخبار و جریانها و شخصیتهای خارجی و داخلی دخیل در امور افغانستان است. یعنی بشیر سخاورز کوشیده است در این اثر، تا حدود زیادی وضعیت فکری، اجتماعی و سیاسی کشور در آن عصر را بررسی کند و نقش طرزی و سراجالاخبار را در تحول در این عرصهها روشن سازد. به همین سبب، این کتاب را میتوان از سویی دیگر، گزارشی از جریان تجدد و روشنفکری در آن دوران و موانع و مشکلات آن دانست. این ویژگی، سودمندی کتاب را برای جامعة امروز افغانستان بیشتر میکند، چون ما اکنون نیز در بسیاری امور، در حال تکرار وضعیت یک قرن پیش هستیم.
و نکتة مهم دیگر، توجه نویسنده به مسایل منطقه و کشورهای همسایه و ارتباط آنها با جریان روشنفکری افغانستان است. خوانندة کتاب، بدین ترتیب کمابیش با وضعیت روشنگری در کشورهای همسایه نیز آشنا میشود.
ولی به نظر میرسد که در این کتاب، کفة بحث در مورد این تأثیر و تأثرات بیرونی به نسبت اطلاعاتی که ما از جزئیات متن سراجالاخبار مییابیم، سنگین است. به نظر میرسد که فصلهای «آثار طرزی» و «ساختار بیرونی سراجالاخبار» زودتر از آنچه انتظار داریم تمام میشود و ما ناگهان به بحث «واکنش در برابر نشر سراجالاخبار» میرسیم.
ولی خوشبختانه نویسنده بعد از یک بحث نسبتاً مفصل و کلّی دربارة گروهها و شخصتیهای دخیل در افغانستان آن روز، به بحثهای عینیتر و جزئیترین همچون «طرزی و ادبیات» و «تأثیر مشروطیت بر شعر ما» میرسد و این روند، تا آخر کتاب ادامه مییابد.
بحث را نمیتوان بدون اشارهای به نثر نویسنده در این کتاب به پایان برد که نثری است پاکیزه، شفاف و بدور از عبارتپردازیها و کلیگوییهای مرسوم. آقای سخاورز از امکانات وسیع زبان فارسی استفادهای بهینه کرده است، یعنی هم ویژگیهای نثر فاخر کهن را در کتاب میتوان یافت و هم واژگانی را که در سالهای اخیر ابداع شده و بعضی از آنها هنوز در افغانستان چندان رایج نیست. در این عبارت از کتاب به عنوان مثال درنگ کنید: «محمود طرزی علاقة خاصی به گویش عامیانه داشت و این توجه، سبب شده بود که شاعران نامور آن روز را وادارد تا آنها هم گویش عامیانه را در شعرهای خود به کار ببرند، شاعرانی که پیش از حضور طرزی سخت معتقد به زبان دستوری و پیروان وفادار سبک هندی بودند.» در این پاره، در اینجا هم کلماتی فاخر مثل «نامور»، «وادارد» و قید «سخت» به معنی «بسیار» میبینیم و هم کلمة «گویش» را که کمکم جایگزین «لهجه» شده است. این روند، در نثر امروز فارسی افغانستان اتفاقی خجسته است و میتواند بر غنا و پاکیزگی این زبان بیفزاید.
(این مطلب پیش از این در صفحه آنلاین بی بی سی درج شده است.)


مهربانیها ()