+ یادداشتی از لیلا ملکمحمدی
آقاي محمدكاظم كاظمي شاعر كه از لهجهي فارسی افغانستان در چهارخانه و نذيرشنبهي آن رنجيدهاي! پدر من هم سالهاست ـ پيش و پس انقلاب ـ كه از برخي برنامههاي صدا و سيماي كشورم ـ كه لهجهاش را به تمسخر ميگيرند ـ رنجور است. ترك، كرد، لر، بلوچ، عرب، افغان همه و همه به نوعي از اين رنجشها در امان نبودهايم و امروز اين رنجيدنهاي پياپي بخشي از زندگي همهي ما شده است.
چندي پيش نيز در بخشي از پست لودهگيسم حاكم بر محافل ادبي! به لودهگي كه از طريق صدا و سيما در حال ترويج است، اشاره كردهبودم و متأسفم از اينكه سازمانهايي چون صدا و سيما به بخشي از اهداف نافرهنگي خود كه همان لودهپروري است رسيدهاند؛ چراكه من از طريق تكرار بخشهايي از ديالوگهاي سريال مذكور توسط برخي همكارانم ـ كه مسلما جزئي از اين اجتماعند ـ كنجكاو شدم تا وقت باارزشم ـ كه مدتهاي زيادي است صرف ديدن و شنيدن برنامههاي صدا و سيما نميشود ـ را براي ديدن يك قسمت از اين سريال هدر دهم و مانند همهي افغانستان رنجيدهخاطر شوم.
نخستين لحظات سال جديد شاهديم كه از چند كانال صدا و سيماي كشور "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" به عنوان شعار سال مطرح ميشود و سال هنوز به نيمه نرسيده، سيماي زشت اين مملكت از پس شعار مذكور به خوبي برميآيد! دربارهي اين پارادوكس ميتوان دهها جلد كتاب نوشت!
نقل از nakhanaa.blogfa.com و با سپاس از نویسنده محترم آن.


مهربانیها ()