+ نگارش (پنجاه و سه)
ترتیب اجزای جمله (2)
یک ملاک مهم در ترتیب اجزای جمله، ارتباط منطقی، علی و معلولی و تقدم و تأخر زمانی آنهاست. یعنی اولاً باید دید که ترتیب منطقی و طبیعی کلام چگونه باید باشد. همین خود بسیاری از مشکلات را رفع میکند. نباید بیسبب از طبیعت زبان و منطق گفتار عادی دور شد. اگر هم دور میشویم، باید منفعتی در این معامله در نظر ما باشد، یعنی چیزی مهمتر به دست آورده باشیم. با این مثالها، که در آنها ترتیب منطقی گفتار حفظ نشده است، بهتر میتوان به مقصود این بحث پی برد.
مثال 1
بلی، دیروز از اخگری که استاد سعید مشعل برافروخت، امروز پارههایی باقی است.
«دیروز» در جای بسیار بدی آمده است. منطقی این بود که گفته شود:
بلی، از اخگری که دیروز استاد سعید مشعل برافروخت، امروزه پارههایی باقی است.
مثال 2
غلام که اول به عنوان کاراکتر اصلی به نظر میآید، از اتاق پدر پیرش شبانه بیرون شده است...
«شبانه» خوب جایی نیامده است. گویا «شبانه» نام پدر غلام است.
غلام که اول به عنوان کاراکتر اصلی به نظر میآید، شبانه از اتاق پدر پیرش بیرون شده است...
مثال 4
مرحوم خراسانی هروی از استادان هنر هرات بود که استاد محمدعلی عطّار از تجارب و آموختههای هنری او بهره فروان برد و در شناسایی و خوانش خطوط کوفی مهارتی بسزا داشت.
عبارت اولویتبندی خوبی از لحاظ علّت و معلول ندارد.
مرحوم خراسانی هروی از استادان هنر هرات بود که در شناسایی و خوانش خطوط کوفی مهارتی بسزا داشت و استاد محمدعلی عطّار از تجارب و آموختههای هنری او بهرة فروان برد.
مثال 5
هیچکسی در خانواده حتی پسران سلطان از او پشتیبانی نکردند.
عبارت بههمریخته است.
در خانواده، هیچکس، حتی پسران سلطان، از او پشتیبانی نکرد.
مثال 6
جیبهای آنها پر از افغانی، واحد پولی کشور به صورت اهانتآمیزی شده بود.
در اینجا بدون هیچ ضرورتی، همه اجزای جمله به هم ریخته است. باید چنین میبود:
جیبهای آنها به صورت اهانتآمیزی از افغانی، واحد پول کشور، پُرشده بود.
مثال 7
با قوت و آن را به هدف بطن این زن باخشونت پرتاب کرد.
این جمله بسیار به هم ریخته است. حتی این تصوّر را پدید میآورد که «باخشونت» صفتی است برای زن، یعنی «زنِ باخشونت». به واقع باید چنین باشد:
آن را با قوت و خشونت به هدف بطن این زن پرتاب کرد.
مثال 8
و حالا تنها تماس بین آنها تلفونی برقرار بود
جمله کمی بههمریخته است.
و حالا بین آنها تنها تماس تلفونی برقرار بود
مثال 9
با به قدرت رسیدن امیر حبیبالله خان در 1901 میلادی و در گذشت امیر عبدالرحمان فضای نوینی در کشور ایجاد شد.
اینجا تقدیم و تأخیر اجزای عبارت به گونهای است که گویا اول حبیبالله به قدرت رسید و سپس عبدالرحمان درگذشت. بهتر بود این ترتیب زمانی حفظ شود، بدینگونه.
با در گذشت امیر عبدالرحمان در 1901 میلادی و به قدرت رسیدن امیر حبیبالله خان، فضای نوینی در کشور ایجاد شد.
مثال 10
اینجانب به عنوان خواننده مصرفکننده هستم و به دنبال کالای مرغوب میگردم که پس از مصرف آن به رضایت و اقناع برسم و از مصرف آن کالا لذت ببرم و فضای موجود در اثر، در ذهن من جاودانه بماند.
به اعتبار ترتیب زمانی و علی و معلولی، باید اول «از مصرف آن کالا لذت ببرم» بیاید و آنگاه، «پس از مصرف آن...».
این جانب به عنوان خواننده، مصرفکننده هستم و به دنبال کالای مرغوب میگردم که از مصرف آن کالا لذت ببرم و پس از مصرف آن به رضایت و اقناع برسم و فضای موجود در اثر، در ذهن من جاودانه بماند.
مثال ۱۱
طالبان بازیهای بزکشی را ممنوع کردند و این بازیها را غیراسلامی خواندند.
به طور منطقی، باید «غیراسلامی خواندن» قبل از «ممنوعکردن» بیاید، چون آن علت بوده است و این معلول.
طالبان بازی بزکشی را غیراسلامی خواندند و ممنوع کردند.


مهربانیها ()