+ امروز با بیدل (هشت)
فسردگیهای ساز امکان ترانهام را عنان نگیرد حدیث طوفاننوای شوقم; خموشی، از من زبان نگیرد این بیت، در روی جلد چاپ نخست غزلیات بیدل در ایران چاپ شده است و من در سالهای نخست که بیدل میخواندم، آن را در نمییافتم. شاید بدین واسطه که «زباننگیرد» را یک فعل مرکّب میدانستم و بر حذف «را» در اینجا وقوف نداشتم. در عوض، ترکیب «طوفاننوا» را دو کلمه میپنداشتم (حدیث طوفان، نوای شوقم). باری، برگردان این بیت به نثر چنین میشود که «افسردگیهای ساز امکان، عنان ترانهسرایی مرا نمیگیرد. من حدیث طوفاننوای شوق هستم. خموشی زبان مرا نمیگیرد. شاید شما این بیت را ساده بپندارید و توضیحش را توضیح واضحات. ولی من با خود عهد کردهام همه بیتهایی را که روزی در دریافتشان مشکل داشتهام، در این نوشته بررسی کنم. شاید شما این بیت را ساده بپندارید و توضیحش را توضیح واضحات. ولی من با خود عهد کردهام همه بیتهایی را که روزی در دریافتشان مشکل داشتهام، در این نوشته بررسی کنم.


مهربانیها ()