محمدکاظم کاظمی


+ نگارش (پنجاه و یک)

جمع و مفرد

در یادداشت پیش‌، دربارة ناسازگاری اجزای جمله سخن گفتیم و یادآور شدیم که این ناسازگاری گاهی در شکل جمع و مفرد شدن فعل و فاعل رخ می‌دهد.

 

بیایید اول این قاعده‌های کلّی را به یاد داشته باشیم‌.

 

1. فاعل جمع‌، اگر جاندار باشد، فعل جمع می‌گیرد. مثلاً می‌گوییم «کودکان بازی می‌کنند.»

 

2. فاعل جمع‌، اگر بیجان باشد، فعل مفرد می‌گیرد. مثلاً می‌گوییم «شیشه‌ها شکست‌.»

 

تبصره‌. اگر ما به طور مجازی‌، اشیأ بیجان را جاندار تصور کرده باشیم چنان که غالباً در شعر دیده می‌شود و بدان تشخیص (شخصیت‌بخشی‌) می‌گویند، می‌توانیم فعل را هم جمع بسازیم‌، و به واقع بهتر است چنین کنیم‌، چنان که اخوان ثالث می‌گوید «ابرهای همه عالم شب و روز / در دلم می‌گریند.»

 

و حتی گاه روی می‌دهد که فاعل بیجان هرچند جاندار تصور نمی‌شود، به خاطر حرکت و فعالیت ذاتی خویش‌، ما در آن احساس زندگی می‌کنیم و فعل جمع بدان می‌دهیم‌، چنان که اگر به جای «ابرها می‌بارد» بگوییم «ابرها می‌بارند» هم بیجا نگفته‌ایم‌.

 

ولی من به تجربه دیده‌ام که غالباً نویسندگان ما در این مورد اشتباه بسیار نمی‌کنند، یا لااقل کسانی که تجربة نویسندگی دارند، به فاعل جمع جاندار، فعل مفرد نمی‌دهند. اشتباه غالباً آنجا روی می‌دهد که جمله حالتی پیچیده دارد و نویسنده را به اشتباه می‌افکند. مثلاً در این عبارت‌، نویسنده به اعتبار این که از چند چیز (نقاشی‌، تئاتر، سینما و ادبیات‌) سخن گفته است‌، فعل جمع «قابل توجه‌اند» آورده است‌:

 

در نقاشی‌، تئاتر، سینما، ادبیات و... نقش رنگها قابل توجه‌اند.

 

ولی به واقع‌، این فعل‌، به «نقش‌» بر می‌گردد، نه به آن پدیده‌های متعدد، پس باید مفرد می‌بود و باید می‌گفت‌:

 

در نقاشی‌، تئاتر، سینما، ادبیات و... نقش رنگها قابل توجه است‌.

 

 

 

در اینجا نیز نویسنده به اعتبار «برّه‌ها» فعل را جمع ساخته است‌، ولی به واقع فاعل اصلی‌، «صدا» است و این مفرد است‌.

 

گاهی صدای بع‌بع برّه‌ها سکوت را می‌شکستند.

 

پس باید می‌نوشت‌:

 

گاهی صدای بع‌بع برّه‌ها سکوت را می‌شکست‌.

 

 

 

و در عبارت زیر، نویسنده «نسل‌» را جمع پنداشته است‌، شاید به این اعتبار که این کلمه‌، یک گروه را دربرمی‌گیرد.

 

نسلی که ویژگی اصلی‌شان دردمندی و سادگی بود، بدون این‌که زیاد دغدغة شاعرانگی داشته باشند.

 

ولی باید دانست که اسم جمع مثل «لشکر»، «رمه‌»، «گروه‌»، «نسل‌»، «ملت‌» و... فعل مفرد می‌گیرد. پس باید گفت‌:

 

نسلی که ویژگی اصلی‌اش دردمندی و سادگی بود، بدون این‌که زیاد دغدغة شاعرانگی داشته باشد.

 

ملاحظه می‌کنید که ضمیر «شان‌» در «اصلی‌شان‌» هم درست نبود و ما آن را «اصلی‌اش‌» ساختیم‌. البته یادآوری می‌کنیم که اگر عبارت به گونه‌ای می‌بود که کلمة «شاعران‌» هم در کار می‌بود، آنگاه باید فعل جمع می‌شد:

 

شاعران این نسل‌، ویژگی اصلی‌شان دردمندی و سادگی بود، بدون این‌که زیاد دغدغة شاعرانگی داشته باشند.

 

 

 

گاهی نیز این ناسازگاری جمع و مفرد، در شکلهای دیگری جز فعل و فاعل رخ می‌دهد، چنان که در این موارد می‌بینیم‌.

 

 

 

1. دو آثار ارزندة دیگر استاد پیرزاد عبارت‌اند از «تجلیگاه هنر خط» و «هشت قلم هنر خط»

 

چون عدد «دو» ذکر شده است‌، باید می‌گفت «اثر» نه «آثار» و البته بهتر بود که فعل هم مفرد می‌آمد، چون «آثار» یا «اثر» بیجان است‌.

 

1. دو اثر ارزندة دیگر استاد پیرزاد عبارت است از «تجلیگاه هنر خط» و «هشت قلم هنر خط»

 

 

 

2. می‌شود بپرسم شیوة ریالیزم با شیوه‌های سمبولیزم و سورریالیزم چه وجه مشترکی دارند که همزمان کار می‌کنید؟

 

نویسنده در تشخیص فاعل اشتباه کرده و گمان برده است که وقتی از چند شیوه نام گرفته شده‌، باید فعل «دارند» بیاید. ولی در اینجا فاعل فقط «شیوة ریالیزم‌» است و شیوه‌های دیگر در نقش متمم‌اند. پس باید فعل مفرد باشد.

 

می‌شود بپرسم شیوة ریالیزم با شیوه‌های سمبولیزم و سورریالیزم چه وجه مشترکی دارد که همزمان کار می‌کنید؟

 

البته اگر عبارت به شکل زیر می‌بود که در آن هر سه شیوه در کنار هم فاعل شده است‌، می‌شد فعل جمع بیاوریم‌، هرچند باز هم به اعتبار بیجان‌بودن آنها، فعل مفرد هم مناسب بود.

 

می‌شود بپرسم شیوهای ریالیزم‌، سمبولیزم و سورریالیزم چه وجه مشترکی دارند که همزمان کار می‌کنید؟

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٦
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک