+ ویرایش (بخش چهارم و پایانی)
موقف حقوقی و اختیارات ویراستار
ویراستار یکی از عوامل و مؤثر و لازم در چاپ و نشر است. به واقع کار او یک خطایابی صرف نیست، بلکه ارتقای کیفی اثر از مرحلة دستنویس به مرحلة چاپ است. بنابراین، همانطور که مؤلف در حوزة کار خود اختیار و تخصص دارد، ویراستار هم در حوزة کار خود مختار است و در بعضی امور، حتی ملزم به رعایت خواستهای مؤلف هم نیست. ویراستار غالباً همانند حروفچین و صفحهآرا از لحاظ قانونی در خدمت ناشر است و ملزم به رعایت اصولی که ناشر در نظر دارد.
در این دیدگاه، انتشار کتاب فرایندی است که با مدیریت ناشر صورت میگیرد و مؤلف و ویراستار و صفحهآرا و طراح جلد و دیگر عوامل، هریک بنا بر ماهیت و اهمیت کار خویش، اختیارات و حقوقی موازی هم دارند. همانگونه که صفحهآرا حق دخالت در متن ندارد، مؤلف نیز نمیتواند بر صفحهآرا حکم بدهد، مگر در مواردی که به راستی قضیه به متن و شیوایی آن مربوط میشود.
به همین لحاظ، ویراستار صاحب اختیارات و حقوق مستقلی است و آنچه این حقوق را پررنگتر میسازد سختی کار اوست. او به واقع از مهمترین سرمایة هستی خود برای کارش استفاده میکند، یعنی وقت و توان روحی و جسمی خویش. کارش هم توأم با اضطراب ناشی از احساس مسئولیت است. این اضطراب، هیچگاه در یک حروفچین دیده نمیشود، چون حروفچین میداند که خطای کارش در مرحلة نمونهخوانی برطرف میشود. ولی ویراستار (چه ویراستار فنی باشد و چه ویراستار ادبی یا محتوایی) غالباً فرد آخر است و باید غربالکنندة همه خطاهایی باشد که از چشم دیگران دور مانده است.
از سویی دیگر، ویرایش کاری است چندجانبه و نیاز به تمرکز بر چند امر دارد. یک حروفچین فقط متن را تایپ میکند، ولی ویراستار باید از نقطهگذاری و درستنویسی و ارجاعها و فهرستها گرفته تا شیوایی و رسایی متن را مراقبت کند و این همه، فشاری گاه بیش از حد بر ذهن او میآورد. به همین لحاظ، چند ساعت ویرایش پیدرپی برای هیچکس مقدور نیست و اگر هم باشد، در ساعات آخر خطاآفرین خواهدبود.
این همه، ایجاب میکند که ویراستار در حقوق مادی و معنوی اثر در حد قابل توجهی سهیم باشد. البته این حق در حدی نیست که ذکر نام او را همواره همراه کتاب الزامی کند، ولی این ذکر نام در شناسنامة کتاب ضرورت دارد و این کار، خالی از فواید زیر نیست:
1. در این صورت دانسته میشود که کتاب به راستی ویرایش شده است و این، به اعتبار صوری و محتوایی آن میافزاید، بهویژه اگر ویراستار فردی صاحبنام و معتبر در کار خودش باشد.
5. با درج نام ویراستار، ناشر کتاب نیز به این ملاحظه که اصول چاپ و نشر را رعایت میکند، معتبر دانسته میشود.
2. از ویراستار به میزان نقشی که در کتاب داشته است، قدردانی میشود.
3. خوانندگان کتاب در صورتی که ابهامی در حوزة ویرایش اثر داشتهباشند، میدانند که باید به چه کسی مراجعه کنند.
ولی این حقگزاری معنوی، البته جایگزین حقوق مادی ویراستار نمیشود که با توجه به سنگینی کار او، غالباً اندک است. یعنی گویا برای بسیار ناشران، ویراستاری آنقدر مهم دانسته نمیشود که برایش بسیار هزینه کنند. به همین لحاظ، معمولاً هزینة ویرایش یک کتاب، حدود پنج درصد کل هزینة انتشار آن است و این، رقم بالایی نیست. به واقع چنان که من بهعینه دیدهام، دستمزد کسی که به «ویرایش یک اثر» میپردازد، کمتر از دستمزد کسی است که به «پیرایش یک سر» میپردازد. شاید از همین روی است که ما ویراستار بسیار کم داریم.
به واقع ویرایش نه نام چندانی دارد و نه نان فراوانی، و بسیار ویراستاران را فقط علاقهای که به ارتقای کیفیت چاپ و نشر دارند، به این کار میکشاند. بسیار سخت است تو صاحب حرفهای باشی و کاری بکنی که نه سفارشدهنده به تمام و کمال آن را درک میکند و نه مخاطب. پس تو چرا این کار را میکنی؟ چون میدانی که یک «اثر» نیازمند این کار است، حتی اگر هیچ خوانندهای آن را درنیابد و هیچ ناشری بدان توجه نکند.
و چند توصیة کلی
1. هر نوشتهای پیش از چاپ باید ویرایش شود، حتی اگر توسط مسلطترین نویسنده نگاشته شده باشد.
2. ویراستار بهتر است متنهای بسیار شلوغ را دو یا سه بار ویرایش کند. چه بسا که رفع یک کاستی در جمله، کاستی تازهای بیافریند و یا ویراستار را از یک کاستی دیگر غافل دارد. متن شلوغ، مثل خانة بسیار ناروب است که با یک بار جاروکردن پاک نخواهد شد.
3. بهتر است متن بعد از ویرایش توسط مؤلف بازخوانی شود تا احتمال کجفهمیها و خطاهای ویراستار کاهش یابد. به طور کلی یک ارتباط دایمی میان ویراستار و نویسنده لازم است.
4. بهتر است ویرایش بر روی متن تایپی و به کمک رایانه انجام شود، چون در ویرایشهای روی کاغذ، احتمال خطا هنگام انتقال اصلاحات به رایانه توسط حروفچین، وجود دارد. در ویراستاری رایانهای، میتوان از امکانات نرمافزارها برای ویرایش هم استفاده کرد، همچون جستوجو و جایگزینی کلمات و استخراج فهرستها.
5. یک نویسنده، باید خود نخستین ویراستار اثر خویش باشد. متأسفانه بیشتر نویسندگان ما ـ بهویژه جوانترها ـ در فراگیری اصول نگارش اهمال میکنند و وقتی یک ویراستار دلسوز در کنارشان باشد، این اهمال بیشتر میشود. باید نویسنده حداقل در نکات فنی دقیق باشد، تا ویراستار او به جای سرگرمشدن در درستنویسیها و نقطهگذاریها، به جوانب مهمتری از اثر بپردازد. به واقع هرچه تراکم خطاها در اثر بیشتر باشد، احتمال دورماندن آنها از چشم ویراستار هم بیشتر میشود. پس بهتر است همه کار را به ویراستار نگذاریم و توان او را بیشتر صرف ارتقای کیفیت اثر کنیم، نه اصلاح خطاها.
پس بکوشیم که ویراستار خود باشیم، تا باری دیگر شاعری به شاعری دیگر نصیحت نکند که: «از اینجا که به مشهد رفتی، دیگر ویراستاری نمیکنی و میروی بر سر شعر گفتن.»
پینوشتها:
1. در کتاب «از کوچة رندان» هر پاراگراف به طور متوسط دو صفحه است.
2. محمدیفر، محمدرضا; شیوهنامة ویرایش، (از مجموعة اطلاعرسانی، شمارة 5); جلد اول (اصول ویرایش و نشر)، چاپ اول، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران: 1381، صفحة 10.


مهربانیها ()