محمدکاظم کاظمی


+ زریاب، سرمشق زیبانویسی

 

چهارمین همایش قند پارسی در تهران گشایش یافت و این شاید بزرگ ترین گردهمایی سالانه شاعران و نویسندگان افغانستان است، به ویژه نسل جوان که به راستی رستاخیزی در ادبیات ما برپا کرده اند.

 

در این همایش هر سال از یکی از شخصیتهای ادبی افغانستان تجلیل می شود و تجلیل امسال اختصاص دارد به اعظم رهنورد زریاب نویسنده بزرگ ما. من نیز به پاس این بزرگداشت، یادداشتی کوتاه نوشتم و همچون برگ سبزی تقدیم این همایش کردم. البته در وصف زریاب بسیار سخنها می توان گفت که البته بیشتر منتقدان ادبیات داستانی صلاحیت این سخنها را دارند و از این حقیر بیش از این چیزی بر نمی آید.

 

امیدوارم همایش با شکوه تمام برگزار شود و خداوند سایه این نویسنده ارجمند را تا سالها بر سر ادبیات ما نگه دارد.

 

 

 

 

 

جناب اعظم رهنورد زریاب‌، شخصیتی است جامع‌الاطراف‌. سخن‌گفتن از جوانب گوناگون کمالات ایشان‌، هم مجالی فراخ می‌طلبد و هم بضاعتی درخور، تا بتوانیم حق مطلب را اگر نه به تمام‌، لااقل در حد انتظار برآورده کنیم‌. و من در این یادداشت کوتاه‌، فقط به گوشه‌ای از توانمندیهای این نویسندة گرانقدر اشاره می‌کنم‌.

 

باری‌، یکی از وجوه هنر جناب زریاب که شاید کمتر بدان پرداخته شده است‌، زیبایی نثر، پاکیزه‌نویسی و رعایت ظرایف نگارش است‌، چه در داستان و چه در نوشته‌های دیگر. زریاب نثری دارد بسیار شفاف و هنرمندانه‌، زیبا و ساده که نه همانند نثرهای روزنامه‌ای و گزارشی‌، خام و بی‌آرایه است و نه همانند قطعات ادبی‌، آنچنان سنگین که منظور نویسنده را در پرده‌ای از آرایشهای لفظی نگه‌دارد. این نثر، در حد متعادلی‌، از تمایزهای بیانی برخوردار است و البته هیچ‌گاه این تمایزبخشی‌ها، آن را کدر نکرده‌اند.

 

از سویی دیگر، این نثر، در کمال اعتدال است‌; هم خصایص بومی خود را دارد و هم از رهیافت‌های زبانی همزبانان ما بهره‌مند شده است‌. گذشته از اینها، زریاب خود با وضع بعضی اصطلاحات و معادلها برای کلمات فرنگی‌، به گنجینة واژگان ما افزوده است‌.

 

ولی نوشته‌های جناب زریاب‌، تنها بدین صفت ممتاز نیست‌، که در پاکیزگی هم نظیر ندارد. من در این سالها به تبع حرفة ویرایش‌، با مطالب بسیاری از نویسندگان و شاعران هموطن سروکار داشته‌ام و هیچ به خاطرم نمی‌آید که از نوشته‌های ایشان متنی آراسته‌تر و ویراسته‌تر دیده باشم‌. کتاب «چه‌ها که نوشتیم‌» که برای انجام امور فنی پیش از چاپ به من سپرده شد، برایم نه مادة کار، که سرمشق نویسندگی و ویرایش بود و من جدا از مباحث نظری‌، بسیار چیزها در نوشتن و شیوة تحقیق و نگارش از آن آموختم‌.

 

از اینها که بگذریم‌، دقت و وسواس و رعایت آداب پژوهش در آثار تحقیقی جناب زریاب‌، یادکردنی و آموختنی است‌. به اینها بیفزایید پرهیز ایشان از جزم‌اندیشی و مطلق‌نگری را که یک ضرورت است در پژوهش‌، به‌ویژه علوم انسانی‌. او حتی در مقام انتقاد نیز لحنی بسیار ملایم و بزرگ‌منشانه دارد و نیک می‌دانیم که در محیط فرهنگی پر تنش و آشوب کشور ما، این رفتار بسیار ضروری است‌. به راستی یکی از چیزهایی که به طور مشخص و عملی می‌توان از جناب زریاب فراگرفت‌، روشن‌بینی‌، انصاف و امانتداری در تحقیقات ادبی و تاریخی است‌.

 

به همین لحاظ، به گمان من‌، خواندن آثار نویسندة بزرگ ما جناب رهنورد زریاب‌، نه تنها برای علاقه‌مندان ادبیات داستانی‌، که برای شاعران‌، پژوهشگران و به طور کل همه کسانی که با قلم سروکار دارند، یک ضرورت است‌، به‌ویژه آنان که می‌خواهند نثر فارسی افغانستان را تعالی بخشند و از افراط و تفریط دور بدارند.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٥
کلمات کلیدی: یادبودها و گزارش
comment مهربانی‌ها () لینک