+ شبی با بیدل (هفت تا ده)
۷
خیال مرهم کافور گُلفروش مباد
به روی تیغ تو ام چشمِ زخمِ دل باز است
۸
وحدت به هیچ جلوه مقابل نمیشود
بیرنگ شو که آینه بسیار نازک است
۹
یاد فنا مرا به خیال تو داغ کرد
آه از پری که شیشه به سنگ آزمودن است
۱۰
ظلم است رفیقان! ز دل خسته گذشتن
گر آبله دارد قدم سنگ من این است
(در شرح یا دریافت ارتباط اجزای این بیتها، محتاج یاری دوستان هستم.)
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:٤٦ ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٥
کلمات کلیدی:
بیدل


مهربانیها ()