محمدکاظم کاظمی


+ شبی با بیدل (هفت تا ده)

۷ 

 

خیال مرهم کافور گُل‌فروش مباد

 

به روی تیغ تو ام چشم‌ِ زخم‌ِ دل باز است‌

 

 

۸

وحدت به هیچ جلوه مقابل نمی‌شود

 

بیرنگ شو که آینه بسیار نازک است‌

 

 

۹

یاد فنا مرا به خیال تو داغ کرد

 

آه از پری که شیشه به سنگ آزمودن است‌

 

 

۱۰ 

 

ظلم است رفیقان‌! ز دل خسته گذشتن‌

 

گر آبله دارد قدم سنگ من این است‌

 

 

(در شرح یا دریافت ارتباط اجزای این بیتها‌، محتاج یاری دوستان هستم‌.)

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٥
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک