محمدکاظم کاظمی


+ شبی با بیدل (یک)

این یک عنوان تازه است‌. «امروز با بیدل» سلسلة بیتهایی بود که به مرور زمان شرح می‌کردم و تقدیم دوستان گرامی می‌داشتم‌. ولی در عین حال‌، به بیتهایی نیز برخورده‌ام که معنی‌شان برایم دشوار است یا روابط میان اجزای آنها را به صورت کامل درنیافته‌ام‌. من به شرح این بیتها نیاز دارم‌، برای کتابی که بر سر دست است و آن‌، گزیده‌ای از غزلهای بیدل است با شرح بیتهای دشوار آن‌. پس این بیتها را یکی یکی در سلسله‌ای با عنوان «شبی با بیدل‌» درج می‌کنم‌. تقابل روز و شب را هم برای همین برگزیده‌ام‌، که روز زمان روشنی است و شب هنگام تیرگی‌. هرچند بیدل خود می‌گوید «روز و شبی در انجمن اعتبار نیست / چشم تو می‌زند مژه و باز می‌کند.»

 

در هر حال از دوستان بصیر خواهشمندم که در شرح این بیتها مرا یاری رسانند و با پیامهایشان گرههای ناگشوده را بگشایند. گمان می‌کنم در مجموع شصت تا هفتاد بیت از این نوع‌، در کار باشد و من ظرف همین ماه‌، باید این شرح را تکمیل کنم تا کتاب را به ناشر بسپارم‌. پس اگر می‌بینید این سلسله یادداشتها بسیار پیهم می‌آید، از این روی است‌. منتظر پیامهایتان هستم‌. این هم اولین بیت از این سلسله

 

 

 

هر نفس صد رنگ می‌گیرد عنان جلوه‌اش‌

 

تا کند شوخی عرق‌، آیینه می‌ریزد حیا

 

(در شرح یا دریافت ارتباط اجزای این بیت‌، محتاج یاری دوستان هستم‌.)

 

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٥
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک