+ يک توضيح ضروری هرچند بسيار دير
قضيه به مدتها پيش بر ميگردد و چندان هم به من مربوط نميشود، اما از اين روي كه كدورتي در دل بعضي دوستان شاعر ايجاد كرده است، ناچار به ذكر آن هستم.
ماجرا اين است كه گويا حدود ده ماه پيش، جناب همايون نوري نويسنده و منتقد هموطن ما در وبلاگ خويش مطلبي در نقد بعضي از شاعران معاصر همچون علي معلّم و عليرضا قزوه نوشته بوده است. اين نوشته گويا از حدّ نقد شعر درگذشته و به نقد شخصيت رسيده بوده است. اين البته نظر جناب نوري است و مرا در آن سخني نيست; ولي در بخش پيامهاي همان يادداشت، كسي به تقلب پيامي به نام من در تأييد سخنان آقاي نوري نهاده و اين پيام، بعضي از دوستان شاعر ما را مكدّر كرده است. (چنان كه دوست شاعر ما سيد ضياء قاسمي ميگويد پيامي نيز از سوي او نوشته بودهاند.)
من از اين ماجرا خبر نداشتم و اصل يادداشت و پيامهاي ذيل آن را هم نديده بودم، تا اين كه چند روز پيش سيد ضياء مرا از آن باخبر ساخت. پس هرچند كمي دير است، تقلبيبودنش را به آگاهي دوستاني كه آن را خواندهاند، ميرسانم.
اين را هم بگويم كه اصولاً من بسيار كم توفيق ديدن وبلاگها را دارم و از اين نظر همواره شرمندة دوستاني بودهام كه مرا به خانة مجازي خود دعوت كردهاند. در اين ميان اگر هم پيامي بنويسم، فقط در حد اعلام حضور و حال و احوالي دوستانه است. سخناني را كه مشخصاً داراي موضعي خاص در تأييد يا ردّ افراد هستند، فقط در وبلاگ خودم مينويسم و در صورت لزوم به وبلاگ ديگري ارجاع ميدهم.
دوستان نازكدل ما نيز بهتر است به جاي خيرهشدن در پيامهايي كه هيچ اطميناني به اصليبودن يا جعليبودنشان نيست، به آنچه در اين سالها در نقد شاعران معاصر نوشتهام و سلوكي كه در برخورد با اين عزيزان داشتهام توجه كنند و بكوشند كه درستي يا نادرستي پيامها را با اين معيار روشن ارزيابي كنند و اگر هم به تبايني برخوردند، آن را آشكار و شفّاف با خودم در ميان بگذارند تا چنين سوء تفاهمی ماهها باقی نماند.


مهربانیها ()