+ امروز با بیدل (صد و بیست و نه)
این قدر یارب پرِ طاووسِ بالینم که کرد؟
بستهام صد چشم، امّا یک مژه نغنودهام (ص 828)
این «بستهام صد چشم» نوعی تعلیق و ابهام دارد. هم میتواند «بستن چشم» باشد که لازمة «غنودن» است و هم میتواند «تدارکدیدن» باشد که تصویری است از پر طاووس و گردیهای چشممانند آن. «بستهام» از آن روی میتواند حامل این معنی باشد که با بههمبستن پرهای طاووس، بادبان یا سایهبان میساختهاند.
به گمان من، بستهبودن نقش یک مبدِل را دارد. میگوید «من همانند پر طاووس صد چشم بستهام (فراهم کردهام) ولی با همة این چشمبستن، خوابم نمیبرد و این، شگفتی دارد.
این هم طاووس و چشم در دو بیت دیگر که میتواند مؤید سخنان ما دربارة بیت بالا باشد.
طاووس این بهارم، ساغرکش خمارم
در راه انتظارم صد چشم و یک پریدن (ص 1047)
در بیت شاهد، پریدن چشم هم منظور است.
این چه طاووسی ناز است که اندوختهای
پای تا سر همه چشمی و به خود دوختهای (ص 1125)


مهربانیها ()