محمدکاظم کاظمی


+ شاعری جامع و متعادل

اين مطلب چندی پيش به مناسبت گراميداشت قيصر امين پور در روزنامه همشهری چاپ شده است.

 

قيصر امين‌پور بي هيچ ترديدي مطرح‌ترين شاعر ايران در اين سه دهه بوده است‌. البته اين سخن بدان معني نيست كه او همواره و نزد همه مخاطبان شعر، بيشتر مقبوليت را داشته است‌. ما بسيار شاعران داشته‌ايم كه يا در مقاطعي از زمان‌، و يا در ميان گروه خاصي از مخاطبان محبوبيتي استثنايي يافته‌اند. ولي وقتي گستردگي حوزة مخاطبان و آن هم در زماني طولاني را در نظر مي‌گيريم‌، قيصر را شاعر مطرح همه سالها مي‌يابيم‌.

به راستي چرا اين‌گونه است‌؟ چرا اين شاعر همواره مخاطبان ثابت خود را داشته و همواره نيز در اوج مقبوليت بوده است‌؟ و چرا در مقاطعي كوتاه از زمان‌، شاعران ديگري بر او پيشي گرفته‌اند؟

به گمان من اين قضيه يك دليل سبك‌شناسانه دارد. شاعران مختلف‌، در غلظت و شدت ويژگيهاي سبكي‌شان يكسان نيستند. بعضي بسيار صاحب سبك هستند، يعني هنرمنديهايي ويژة خود دارند و اين هنرمنديها، تنها تكيه‌گاه آنهاست‌. حالا، در زمانه‌هايي كه پسند عمومي بر اين وجوه از شعر معطوف است‌، اين شاعران بيش از حد انتظار مطرح مي‌شوند و محبوبيت مي‌يابند. در مقابل‌، وقتي كه پسند عمومي تغيير يافت و يا شاعر در آن خصوصيات سبكي خويش به افراط گراييد، اين شهرت ناگهان فروكش مي‌كند.

به همين ترتيب‌، شعر شاعراني كه چنين خروج از هنجارهاي شديدي دارند، در ميان گروهي از مخاطبان كه اين ويژگي را مي‌پسندند بسيار مطرح مي‌شود و در ميان بخشي ديگر ممكن است هيچ بازتابي نداشته باشد. چنين است كه شهرت و با محبوبيت اين شاعران‌، همواره در نوسان است‌.

مثلاً در ادب قديم ما، كساني همچون سلمان ساوجي و كمال‌اسماعيل در عصري كه صنعت‌پردازي بيشترين جاذبه را دارد، ناگهان مطرح‌ترين شاعران زبان فارسي مي‌شوند; ولي با تغيير اين ذايقه‌، فقط در حد شاعران متوسط فارسي قابل طرح هستند و نه بيش از آن‌. در شعر اين چند دهه نيز مي‌توان شادروان نصرالله مرداني يا احمد عزيزي را از اين گروه دانست‌.

در كنار اينان‌، شاعراني هم هستند كه قابليتهايشان در ميان وجوه مختلف شعر تقسيم شده است‌. اينان غالباً همه تواناييها را در كنار هم دارند و به همين لحاظ، همواره تعدادي طرفدار ثابت خواهند داشت‌. حافظ مسلماً بهترين تصويرگر نيست‌; بهترين صنعت‌پرداز هم نيست‌; فصيح‌ترين شاعر فارسي هم نيست و در عرفان و معرفت هم حرف اول را نمي‌زند. ولي اين حسن را دارد كه توانسته‌است تا حدي قابل قبول‌، همه اين ويژگيها را در شعرش جمع كند و برخوردش نيز با آنها متعادل باشد. چنين است كه در روزگار صنعت‌پردازي هم حافظ خريدار دارد، در روزگار زبان‌آوري هم و در روزگار معني‌گرايي هم‌.

و قيصر امين‌پور، از گروه همين شاعران متعادل و همه‌جانبه است‌. در شعر او همه محاسن ديگران يافته مي‌شود، ولي در حد نسبي و قابل قبول‌. او در بيشتر قالبهاي رايج اين روزگار شعر گفته است و شعر قابل قبول هم گفته است‌. در شعر او بيشتر معاني مطروحه در اين سالها را مي‌توان يافت و غالب گروههاي اجتماعي‌، مي‌توانند حرفهاي دلخواه خود را در شعر او بيابند. او در تصويرگري‌، سلامت و هنرمندي در زبان‌، رعايت تناسبهاي لفظي و معنوي و بالاخره طرح و ساختار شعرهايش همواره موفق بوده است‌. شايد در هيچ يك از اين جوانب مختلف شعر، به تنهايي نتوان قيصر را بي‌بديل و بي‌رقيب دانست‌، ولي در اين تعادل و جامعيت البته او شاعري است كه نظيرش را حداقل من در ميان شاعران اين چند دهه سراغ ندارم‌.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٥
کلمات کلیدی:
comment مهربانی‌ها () لینک