+ امروز با بیدل (صد و بیست و هفت)
بی دردسری نیست سحر نیز در این باغ
صندلبهجبین میوزد از دور نسیمم (ص 827)
صندل، درختی است در هندوستان که چوبش را برای معالجة سردرد به کار میبردهاند. بیدل میگوید این باغ آنقدر دردسرآفرین است که نسیم نیز در آن، صندل به پیشانی گرفته است. «صندلبهجبین» یک ترکیب است که کار قید را میکند.
اما نقش «سحر» در این بیت کمی مبهم است. میتوان گفت «سحر نیز در این باغ دردسر گرفته است» و میتوان گفت «سحر هم در این باغ، مایة دردسر است.» و من نتوانستم یکی از این دو معنی را بر دیگری ترجیح دهم. تا شما چه خواهید گفت.
اما این هم «صندل» در یکی دو بیت دیگر:
درد سر کم بود، تا تدبیر صندل محو بود
صنعت بالین و بستر خلق را بیمار کرد (ص 534)
فرسود چارهای که طرف شد به رنج دهر
با صندل از معامله دردسر مپرس
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:۳٧ ق.ظ ; شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٥
کلمات کلیدی:
بیدل


مهربانیها ()