+ امروز با بیدل (صد و بیست و شش)
یأس در راه تو چون امّید بیسامان نبود
آرزوی رفته را هم کاروانی یافتم (ص 820)
مصراع اول، در غزلیات کابل، به صورت «یأس در راه چو تو امّید بیسامان نبود» آمده است که به احتمال قریب به یقین نادرست است و ضبط حاضر ارجح به نظر میآید. در کلیات بهداروند ـ عباسی نیز شکل حاضر اختیار شده است. به هر حال، مصراع نخست، کژتابی دارد و میتواند به دو شکل معنی شود:
همان گونه که امید در راه تو بیسامان نبود، یأس هم بیسامان نبود.
یأس مثل امید نبود که در راه تو بیسامان باشد، بلکه سود و ثمری داشت.
کلیت بیت، معنی اول را تأیید میکند. میگوید همین یأس هم بالاخره به جایی میرسد، آنچنان که میتوان تصوّر کرد آرزوهای از دست رفته نیز به اعتبارِ «رفتن»، بالاخره کاروانی ساخته و به جایی رسیدهاند. بالاخره این هم نوعی «رفتن» است.
بیدل در جایی دیگر نیز برای «از خود رفتن» کاروان تصوّر کرده است:
یاد آن سامان جمعیت که در صحرای شوق
بس که میرفتیم از خود، کاروانی داشتیم
یادداشت: کژتابی اصطلاحی است ساختة آقای بهاءالدین خرمشاهی و مراد از آن، ایهامهای ناخواسته در کلام است، چنان که مثلا بگوییم «من مثل محمود، احمد را دوست دارم» و این دو معنی دارد: «من همان گونه که محمود را دوست دارم احمد را دوست دارم» و «همان گونه که محمود احمد را دوست دارد من نیز احمد را دوست دارم.»


مهربانیها ()