+ امروز با بیدل (صد و بیست و پنج)
طینت آیینه و خاصیت زاهد یکی است
تا کجاها صافی ظاهر برَد زنگش ز دل؟ (ص 817)
بیت، به شکلی غیرمنتظره پیش میرود. تا پایان مصراع اول، میپنداریم که سخن از ستایش زاهد در میان است و این خود امری غیرمنتظره ـ با توجه به فرهنگ این کلمه در شعر بیدل و دیگر شاعران ـ است. در مصراع دوم، دانسته میشود که شاعر با تشبیه زاهد به آیینه نیز دست از رندی برنداشته است. میگوید او مثل آیینه است; امّا چگونه؟ ظاهری صاف دارد و دلی زنگاربسته. در جایی دیگر نیز با «ناصح» چنین مطایبة غیرمنتظرهای میکند. بله، سخنت نمکین است، ولی نمکی که بر زخم بپاشند:
ناصح سخن ساختهات پُرنمکین است
رحم است به زخمی که تو مرهم شدهباشی (ص 1183)
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱۱:٠٦ ق.ظ ; یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی:
بیدل


مهربانیها ()