محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (صد و بیست و چهار)

در گلستانی که بوی وعدة دیدار توست‌

می‌کند جای نگه چون برگ از اشجار گل (ص 807)

چند بیت از یک قصیدة زیبای بیدل‌، در قالب یک غزل‌، در غزلیات او آمده است با مطلع «ای بهار جلوه‌ات را شش‌جهت در بار، گل‌». این بیت نیز از آن غزل و آن قصیده است‌، ولی در قصیده‌، ضبط بسیار مقبول‌تری دارد:

در گلستانی که بوی وعدة دیدار توست‌

می‌کند آیینه جای برگ از اشجار گل (کلیات بهداروند ـ عباسی‌، ج 1، ص 148)

مصراع دوم بسیار زیباست با تصویر سخت محسوس و عینی‌; درختانی با برگهایی از آینه‌.

این «گل‌کردن‌» نیز چنان که در جایی دیگر گفتیم (بیت رنگ‌، دامن‌چیدن و بوی گل از خود رفتن است‌...) به معنی «پدیدآمدن‌» و «جلوه‌کردن‌» است‌. البته یک تناسب معنایی با «گلستان‌»، «برگ‌» و «شجر» هم می‌یابد، ولی این تناسب فرعی است و اصل‌، همان معنی است‌.

امّا ضبط موجود در غزلیات به چه معنی است‌؟ من گمان می‌کنم این ضبط مخدوش است و غیر قابل اعتماد، مگر این که «جای نگه‌» را چیزی معادل «آینه‌» یا نظیر آن بدانیم‌.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک