+ امروز با بیدل (صد و بیست و سه)
در وادیای کز شوق او، بیدل! ز خود من رفتهام
خوابیده هر نقش قدم بگذشت جولاندربغل (ص 870)
این «جولان در بغل» در مجموع یک ترکیب است که در مقام صفت کار میکند، یعنی «کسی که در حال جولان است» یا به طور خلاصه «شتابان». میگوید این چنان وادی اشتیاقبرانگیزی است که در آن، نقش قدم با همه خوابیدگیاش نیز شتابان است. در اولین غزل دیوان بیدل نیز چنین مضمونی به چشم میخورد. آنجا میگوید در چنین وادیای که منزل نیز در آن سکون ندارد، این دل بیآرزو مرا زمینگیر ساخته است:
زمینگیرم به افسون دل بیمدّعا، بیدل
در آن وادی که منزل نیز میافتد به راه آنجا (ص 1)
و این هم بیتی دیگر در همین مقام:
مباد افسردنی دامان جولان طلب گیرد
در این وادی ز پا منشین که در راه است منزل هم (ص 991)
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٤:٠٤ ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٥
کلمات کلیدی:
بیدل


مهربانیها ()