+ امروز با بیدل (صد و بیست و یک)
دو همجنسی که با هم متّفق بینی به عالم، کو؟
ز مژگان هم مگر در خواب بینی ربط جسمانی (ص 1129)
میگوییم «فلان چیز را باید در خواب ببینی» یعنی یک آرزوی محال. ولی این در خواب دیدن، معنایی دیگر هم دارد، یعنی «در هنگام خواب» و به راستی همین موقع است که مژگان به هم میپیوندند.
این «هم» نیز در اینجا یک واژة ایجازآفرین است. وقتی میگوید «ز مژگان هم» یعنی این که علاوه بر چیزهای دیگر، مژگان هم چنین است. این «چیزهای دیگر» به قرینه حذف شده است و فقط «هم» آن به یادگار مانده که از حذفشدهها نشان میدهد.
این هم مثالهایی دیگر:
بیدل! اگر به دست رسد گوهر وصال
باید وطن گرفت به کام نهنگ هم (ص 908)
در این گلشن ز بس تنگ است بیدل، جای آسودن
نگردانید گل هم بی شکست رنگ، پهلویی
شایستة هنر را کس از وطن نراند
در ملک نیستی هم پُر محتشم نبودیم (ص 910)
بیدل نوعی «همه» نیز دارد که همین ایجازآفرینی را میکند.
ز بس فیض سحر میجوشد از گرد سواد دل،
همه گر شب شوی، روزت نمیگردد سیاه آنجا (ص 1)


مهربانیها ()