+ امروز با بیدل (صد و نوزده)
ز برق بینیازی خندهها دارد گلستانش
شکست ما تماشا کن، مپرس از رنگ پیمانش (ص 761)
شاعر با این «شکست»، «پیمانشکنی» معشوق را در نظر دارد. میگوید نیازی نیست تا رنگ پیمان او را بدانی، شکست ما خود نشانگر آن است. میدانیم که در فرهنگ بیدل، «رنگ» هم با «شکست» رابطه دارد. بیدل نظیر این مضمون را در جایی دیگر هم پرورانده است:
با شکست زلف، نتوان اینقدر پرداختن
رنگ ما هم نسبتی دارد به پیمان شما (ص 15)
q
ناموس وفا زین بیش برداشتن آسان نیست
بر رنگ من افکندند خوبان گل پیمانها (ص 21)
q
مروتکیشی الفت، وفامشتاق بود، امّا
غرور حسن، رنگ ما تصوّر کرد پیمان را (ص 89)
در بیت آخر، باید در نظر داشت که «وفامشتاق» یک ترکیب است، یعنی «مشتاق وفا». در مصراع دوم، میگوید آن حسن مغرور، پیمان را هم مثل رنگ ما شکستنی تصوّر کرد. این که خود «غرور» را به جای صفت «مغرور» نشاندهاست نیز لطفی دارد و این از کارهایی است که بیدل بسیار میکند.


مهربانیها ()