محمدکاظم کاظمی


+ پیوند

 

آیا شود بهار که لبخندمان زند؟

 

از ما گذشت‌، جانب فرزندمان زند

آیا شود که بَرْش‌زن‌ِ پیر دوره‌گرد

مانند کاسه‌های کهن بندمان زند؟

ما شاخه‌های سرکش سیبیم‌، عین هم‌

یک باغبان بیاید و پیوندمان زند

مشت جهان و اهل جهان بازِ باز شد

دیگر کسی نمانده که ترفندمان زند

نانی به آشکار به انبان ما نهد

زهری نهان به کاسة گُلقندمان زند

ما نشکنیم اگرچه دگرباره گردباد

بردارد و به کوه دماوندمان زند

رویین‌تنیم‌، اگرچه تهمتن به مکر زال‌

تیر دوسر به ساحل هلمندمان زند

سر می‌دهیم زمزمه‌های یگانه را

حتّی اگر زمانه دهان‌بندمان زند

اسفند 1380

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٥
کلمات کلیدی: شعر کاظمی
comment مهربانی‌ها () لینک