+ امروز با بیدل (بهارانه)
امروز نوبهار است، ساغرکشان بیایید
گل، جوشِ باده دارد، تا گلستان بیایید
در باغ، بیبهاریم; سیری که در چه کاریم
گلباز انتظاریم، بازیکنان بیایید
آغوش آرزوها از خود تهی است اینجا
در قالب تمنّا خوشتر ز جان بیایید
جز شوق راهبر نیست، اندیشة خطر نیست
خاری در این گذر نیست دامنکشان بیایید
فرصت شررنقاب است، هنگامة شتاب است
گُل پایدررکاب است، مطلقعنان بیایید
گر خواهش فضولی است، جز وهم مانعش کیست؟
باغ است، خانهای نیست تا میهمان بیایید
امروز آمدنها چندین بهار دارد
فردا کهراست امّید تا خود چهسان بیایید؟
ای طالبان عشرت! دیگر کجاست فرصت؟
مفت است فیض صحبت گر اینزمان بیایید
بیدل به هر تبوتاب ممنون التفاتی است
نامهربان بیایید، یا مهربان بیایید
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٥۱ ق.ظ ; دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٤
کلمات کلیدی:
بیدل


مهربانیها ()