+ امروز با بیدل
کاری تازه شروع کردهام. نوعی شرح مختصر و ذوقی بعضی از بیتهای بیدل است طبق اصولی خاص. در واقع نمیتوان گفت شرح، بلکه نوعی گرهگشایی از دشواریهای بیدل است. چند نمونهای از این بیتها را به تدریج اینجا میگذارم تا ببینم نظر دوستان درباره اصل کار و شیوه آن چیست.
۱.
ادبگاه محبت ناز شوخی بر نمیدارد
چو شبنم سربهمُهر اشک میبالد نگاه آنجا
شوخی در اینجا و بل بسیار جاهای دیگر در شعر بیدل، مترادف است با خودنمایی و در برابر معشوق، خود را به حساب آوردن و از این لحاظ، متضاد حیا است.
شوخی نگاه ما نفروشد چو آینه
عمری است تختهاست ز حیرت دکان ما
«ناز شوخی بر نمیدارد» یعنی تحمل شوخی ندارد و شوخی را نمیپذیرد. اینجا مقام ادب و ادب، ملازم است با آب شدن از شرم حقارت. پس در این مقام، حتی نگاه هم باید آب شود، همانند شبنمی که از حقارت در برابر خورشید آب میشود.
بیدل در این معنی چند بیت زیبا دارد.
نگه به هر جا رسد چو شبنم ز شرم میباید آب گردد
اگر بداند که بیمحابا به جلوهگاه که میخرامد
O
روانی نیست محو جلوه را بی آبگردیدن
سزد کز اشک آموزد نگاه ما خرامیدن


مهربانیها ()