+ امروز با بیدل (صد و هشت)
رنگ، دامنچیدن و بوی گل از خود رفتن است
هر کجا گُل میکند، برگ سفر دارد بهار (ص 713)
مصراع اول، ممکن است غلط خوانده شود یا غلط فهمیده شود. بیدل بسیار از این گونه بیان دارد که به جای این که بگوید «فلان چیز فلان طور میشود»، میگوید «فلان چیز فلان طور است». به عبارتی، «عینیت» را جایگزین «شدن» میکند و این بر قاطعیت کلام میافزاید. اینجا نیز نمیگوید «رنگ دامن خواهدچید» بلکه میگوید «رنگ، خود دامنچیدن است» یعنی «دامنچیدن» جزء ماهیت اوست. همین گونه «بوی گل، خود از خود رفتن» است.
در مصراع دوم، «گُل میکند» به معنی «جلوه میکند» یا «ظهور میکند» است. البته این «گل» با «برگ» و «بهار» تناسب معنایی دارد، ولی فعل «گلمیکند»، در مجموع معنای بالا را دارد و در شعر بیدل هم به آن معنی بسیار آمده است.
این قدر اشک به دیدار که حیران گُل کرد؟
که هزار آینهام بر سر مژگان گُل کرد
q
اگر معنی خامشی گُل کند
لب غنچه تعلیم بلبل کند (ص 408)
q
غیر خاکستر دلیل اضطراب شعله نیست
هر قدر پر میزند افسردگی گُل میکند (ص 618)


مهربانیها ()