+ چه آسان میستانی ای مرگ...
چه سخت است که آدم آورندة خبرهای بد باشد، آن هم در این روزگاری که این گونه خبرها بسیار است. باری، آنچه دیروز از آن باخبر شدم و اکنون به اطلاع جامعة فرهنگی کشور میرسانم، درگذشت یکی از بزرگ ربابنوازان کشور است، غلام محمد عطایی.
نمیتوانم به درستی شرح دهم که از دست دادن چنین کسی در وضعیت گسست فرهنگی امروز ما، چه ضایعهای است. فقط میتوانم گفت که درست در لحظهای که از تاریکی مطلق به سوی روشنی در حرکتیم، یکی یکی شمعها از میان برداشته میشوند. پریروز استاد پیرزاد، دیروز عبدالمجید ایشچی، امروز غلاممحمد عطایی فردا نمیدانم چه کسی. و هر سه به بیماری قلبی.
دوست عزیز ما بصیراحمد حسینزاده که این خبر را داد، قرار است در همین یکی دو روز، مطلبی دربارة زندهیاد عطایی بنویسد. من تا آن وقت، برشی کوتاه از زندگینامة او را درج میکنم که باری در گفتوگویی با فصلنامة در دری گفته بود و در شمارة نهم این فصلنامه چاپ شد.
«من در سال 1327 هجری شمسی در شهر هنرپرور هرات زاده شدم. اول بار پیش کریم خوشنواز رباب نواختن را شروع کردم و پس از شش هفت ماهی که دستم با تار آشنا شد، به کابل رفتم. از 1342 نواختن رباب را نزد مرحوم استاد محمدعمر به طور جدّی آغاز کردم. همچنان از سایر هنرمندانی که حضور داشتند، بهرههای بسیار زیادی گرفتم.
^در سال 44 مرحوم استاد محمدعمر مرا به رادیو افغانستان برد که نغمهای را ثبت کردم. در دورة خدمت عسکری، من سرگروپ گروه هنری عمارتخانه بودم که «پیام صلح» نام داشت. در سال 1362 رسماً با رادیو و تلویزیون قرارداد همکاری بستم و تا چند سال قبل، در آنجا کار میکردم.
تا روزی که در افغانستان تلاشهای هنری تحمّل میشد و رادیو و تلویزیون به هنرمندان ضرورت داشت و آوازخوانان با نوازندگان، در کنار هم میخواندند و مینواختند، من هم در همانجا بودم. بعد از آن که مجاهدین به افغانستان تشریف آوردند، حدود شش ماه دیگر را من همانجا بودم و بعد، راهی دیار آوارگی شدم. همیشه سروکارم با موسیقی بوده است. هیچ وقت آن را ترک نکردهام و نمیکنم.
موسیقی کلاسیک را امروزه جوانها نمیپسندند، لذا بیشتر شنوندگان ما را در زمینة کلاسیک، خود غربیها یعنی هلندیها، آلمانیها و هنرمندهای سایر کشورهای اروپایی تشکیل میدهند. اینان زیادتر به موسیقی کلاسیک علاقه دارند و گوش میکنند و در اثنأ شنیدن با همة وجود غرق شنیدن و دریافتن ظرافتهای آن بوده و باسکوتی عجیب آن را دنبال میکنند. برعکسِ این دستة از هنرشناسان، بیشتر جوانهای افغانی ما متأسفانه به موسیقی جاز و لایت و... علاقه نشان میدهند و دوست میدارند تا همیشه موسیقی موّاج و رقصان باشد که تأمین خواست و علاقة ایشان را ما کرده نمیتوانیم.


مهربانیها ()