محمدکاظم کاظمی


+ نقد کتاب همزبانی و بی‌زبانی (بخش چهارم)

 همایون نوری / سنبله 1384 ---------   بخش چهارم 

 

در دو بخش پیشین، به دو زبان و گویش پشتو  و هزاره کم و بیش پرداختیم. در این بخش بر آنیم تا نیم نگاهی به زبان و گویش تاجیکان افغانستان و بخارا (تاجیکستان امروز) بیفکنیم. چرا که بحث درباره کتابی است که می باید به مسئله همزبانی در گستره فارسی ربانان می پرداخت.

 

علت این توجه، شرح این مشکل است که پایه بحث ما تا کنون در باب کتاب همزبانی و بی زبانی، پالایش زبان از واژگان بیگانه و نامأنوس و حتی بی مفهوم بوده است. تأکید نویسنده کتاب نیز همین است. در این بین نکته پر اهمیتی از قلم  افتاده یا فراموش شده، به هر حال به آن توجهی نشده است. گویش و دایره واژگانی تاجیکان، از حیث مقایسه های زبانی، به مراتب از گویش ایرانی، ارجحیت داشت که می باید به این بخش نیز توجه می شد. چرا که این دایره واژگانی دایره ای بکر و اصیل است و به ندرت با زبان عربی و حتی روسی صد البته انگلیسی و فرانسوی هم نشینی داشته و باید بگویم ، اگر قرار است مقایسه و یا پالایشی صورت گیرد این پالایش بیش از همه می باید چشم به نحوه و ساختمان ترکیبات زبانی تاجیکی داشته باشد تا ایران. هر چند که در ایران هم، ترکیبات خوبی می توان یافت. بسیار مایلم در آغاز بحث، چند ویژگی زبانی در حوزه گویش تاجیکان را نام برم و از آن پس همین ویژگی ها را در ادامه این مباحث دخالت دهم. 

 

الف) بر پژوهشگران حوزه زبان هایی شرقی روشن است که تاجیکان زیباترین نوع ترکیب سازی را در دایره واژگانی خود دارند. تاجیکان که به راستی خود را مهد زبان پارسی دری می دانند، همواره در ترکیب سازیهای خود به اصالت، منطق و ارزش معنوی توجه داشته اند. به عنوان مثال «حریق» عربی در کابل متداول است، ایرانیان به حریق، «آتش سوزی» می گویند که البته بهتر از حریق است اما واژه متداول در نزد تاجیکان به مراتب از هر دو تداول برتر است. «سوختار»  واژه متداول در بخاراست. می بینید که چه تفاوتی در این میان وجود دارد. اولی عربی است، دومی غیرمنطقی است، چرا که مگر آتش هم  خودش را می سوزاند. و از چند جهت دیگر هم غیر منطقی است. پس « سوختار » از هر حیث جامع و کامل به نظر می رسد. همین اتفاق در این واژگان تاجیکی نیز رخ داده است: 

«شب کور» به جای «شب پرک بال چرمی» و «خفاش.

«حاجتخانه» به جای «تشناب» (wc)  و «دستشویی»

«صورتگیرک» به جای «کامره» و «دوربین عکاسی»

«موی لب» به جای «بروت» و «سبیل» 

و بسیار واژگان دیگر که در جای خود به آن ها می پردازیم.

ب)  با توجه به اقامت یک ساله ای که حقیر در شهر دوشنبه داشته ام. برایم جالب بوده است که تاجیکان در ترکیب سازی ها و اصطلاحات خود هر گاه به اجبار از کلمه ای عربی استفاده می کنند. واژه عربی به توسط واژه ای پارسی شکسته می شود. این جریان در ایران بلعکس است.به عنوان مثال ایرانیان به آسانی ترکیباتی چون افغان ها و حتی مثلا کردها را عربی می کنند و می گویند « افاغنه » و « اکردا » و نیز در ترکیب سازی های خود « کارخانه ها » ی فارسی را به « کارخانه جات » تبدیل می کنند. سبزیجات و میوه جات و ... از همین قسم است. همین جریان در ترکیب سازی زبان فارسی ایرانی بسیار تأثیر گذار بوده است. به عنوان مثال دوستان ایرانی «تمدیدکردن» و بسیار ترکیباتی از این گونه را به راحتی استفاده می کنند در حالی که تاجیکان به ندرت چنین شیوه ای دارند. در این موارد کاملا به واژگان پارسی دقت دارند و به جای مثلا «تمدید کردن» از ترکیب «دراز کردن» استفاده می کنند. چنانکه به خوبی به «مدرک تحصیلی» و حتی «شهادتنامه» می گویند « گواهینامه» کاملا اصیل و زیبا.

ج)  «ک» پسوند، که به آخر اسم یا صفتی افزوده می شود. بسیار در پروسه ترکیب سازی در میان تاجیکان مورد استفاده قرار می گیرد.به عنوان مثال «کرمک» به جای پیله ابریشم و «ریش تراشک» به جای پل ریش و تیغ ریش و «بلندگویک» به جای میکروفن و «نان خورک» به جای چاشت و نهار ظهر و یا «پاک کنک» به جای پنسل پاک و مداد پاک کن و بسیار از این نمونه ها که در جای خود به آن ها خواهیم پرداخت.

 د)  از دیگر مختصات زبان تاجیکان، توجه ویژه ای است که در این گویش به  حالات، مختصات، حرکات موسیقیایی، جوانب روحی و روانی واژه  و اخلاقیات اصیل (همان شرم و آزرم مولانا ابوالقاسم فردوسی) روا داشته می شود. به عنوان نمونه در کابل می گوییم « سنتراج » و در تهران می گویند « شورت » هر دو فرنگی هستند و اما در دوشنبه به همین کلمه می گویند« ازارچه تهپوش» و گاه به ازارچه و گاه به تهپوش قناعت می شود. هر دو بسیار زیبا و کامل است. به همین گونه است وقتی به جای رشوه می گویند « پاره » و به جای « خسیس » می گویند « گرسنه » و به جای ساکت و چپ می گویند « آرام » و بسیار جایگزینی های زبانی دیگر که به نوعی «شعبده بازی» در زبان به شمار می آید.

شعبده بازی را هم می گویند «مسخره بازی». دقیقا حرف من در همین نکته است. در چند سطر بالا از « شعبده بازی » استفاده کردم. مناسب هم بود . اما نمی توانم از « مسخره بازی» در همان مقام استفاده کنم . چرا که: «هر سخن جایی و هر نکته مقامی (مکانی) دارد»

  این مختصات و چند ویژگی دیگر از گویش تاجیکان در مباحث آتی بررسی خواهد شد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ مهر ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: زبان فارسی
comment مهربانی‌ها () لینک