+ بعد من اما تو راحتتر به خیلی چیزها
در همایش قند پارسی بودیم که خبری تلخ شنیدم. شنیدم که نجمه زارع درگذشتهاست و این خبر وقتی مرا تکان داد که به خاطرم آمد دو سه شعری که پیش از این، از او شنیدهبودم و سخت به دلم نشسته بود آن شعرها و شاعرش را یکی از بهترینهای نسل جوان شعر امروز دانسته بودم. و دریغ که اکنون این شاعر بسیار خوب در میان ما نیست. باری، من از او این قدر میدانم
نجمه زارع
متولد 1361
فوق دیپلم عمران
نفر اول کنگرة «زبان سادة عشق» تهران
نفر دوم کنگرة شعر عاشورایی
نفر سوم شاعران عاشورایی تهران
برگزیدة کنگرة شعر دفاع مقدس اهواز
و اینک شعری که از او در خاطر داشتم و به راستی که چقدر زنده، عینی، پراحساس و تأثیرگذار است این شعر.
خبر به دورترین نقطة جهان برسد
نخواست او به من خسته بیگمان برسد
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد
چه میکنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر،
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...
رها کنی، برود، از دلت جدا باشد
به آن که دوستترش داشته، به آن برسد
رها کنی بروند و دوتا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطة جهان برسد
گلایهای نکنی، بغض خویش را بخوری
که «هق هق» تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که... نه، نفرین نمیکنم... نکند
به او ـ که عاشق او بودهام ـ زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد.
یادداشت. تا جایی که من خبر دارم، مجموعه شعر نجمه زارع با عنوان «یک سرنوشت سهحرفی» در انتشارات «پیشگامان توسعه» زیر چاپ است. دیگر این که شاعر گرامی جناب سیدمهدی موسوی هم در وبلاگش با نشانی زیر، دربارة درگذشت نجمه زارع مطلبی نوشته است و من هم اکنون خبر شدم.
bahal3.persianblog.ir


مهربانیها ()