محمدکاظم کاظمی


+ هفتاد و دو تيغ

آي دوزخ‌سفران‌! گاه‌ِ دريغ آمده‌است‌ 

سر بدزديد كه هفتاد و دو تيغ آمده‌است‌

طعمة تلخ جحيميد، گلوگيرشده‌

چرك‌ِ زخميد ـ كه كوفه است ـ سرازير شده‌

فوج فرعونيد يا قافلة قابيليد؟

ننگ محضيد، ندانم ز كدامين ايليد

ره مبنديد كه ما كهنه‌سواريم‌، اي قوم‌!

سرِ برگشت نداريم‌، نداريم اي قوم‌!

حلق بر نيزه اگر دوخته‌شد، باكي نيست‌

خيمه در خيمه اگر سوخته‌شد، باكي نيست‌

خيمه تشنه است‌، غمي نيست‌، گلاب‌آلوده است‌

سجده بيمار، نه بيمار، شراب‌آلوده است‌

آب‌ِ اين باديه خون است كه وانوشد كس‌

زهر باد آن آب كز دست شما نوشد كس‌

شعله گر افسرد، خاكستر ما خواهد رفت‌

تن اگر خفت به صحرا، سر ما خواهد رفت‌

راه سخت است‌، اگر سر برود نيست شگفت‌

كاروان با سر رهبر برود نيست شگفت‌

تن به صحراي عطش سوخته‌، سر بر نيزه‌

بر نمي‌گرديم زين دشت‌، مگر بر نيزه‌

تشنه مي‌سوزيم با مَشك در اين خونين‌دشت‌

دست مي‌كاريم تا مرد برويد زين دشت‌

آي دوزخ‌سفران‌! گاه‌ِ سفر آمده‌است‌

سر بدزديد كه هفتاد و دو سر آمده‌است‌

شهريور 1368

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٤
کلمات کلیدی:
comment مهربانی‌ها () لینک