محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (نود و نه)

فسردگیهای ساز امکان ترانه‌ام را عنان نگیرد
حدیث طوفان نوای عشقم; خموشی، از من زبان نگیرد (ص 606)

این بیت، در روی جلد چاپ نخست غزلیات بیدل در ایران چاپ شده است و من در سالهای قدیم که بیدل میخواندم، آن را در نمی‌یافتم. شاید بدین واسطه که «زبان‌ نگیرد» را یک فعل مرکّب میدانستم و بر حذف «را» در اینجا وقوف نداشتم. در عوض، ترکیب «طوفان نوا» را دو کلمه میپنداشتم «حدیث طوفان، نوای شوقم«
باری، برگردان این بیت به نثر چنین میشود که «افسردگیهای ساز امکان، عنان ترانه‌سرایی مرا نمی‌گیرد. من حدیث طوفان‌نوای شوق هستم. خموشی زبان مرا نمی‌گیرد. «

شاید شما این بیت را ساده بپندارید و توضیحش را توضیح واضحات. ولی من با خود تعهد کرده‌ام همه بیتهایی را که روزی در دریافتشان مشکل داشته‌ام، در این نوشته بررسی کنم. و در یافت این بیت برایم سخت بود، به‌ویژه که این نقطه‌گذاری حاضر را نداشت. حالا هم اگر علایم سجاوندی را برداریم شاید کار سخت شود.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک