محمدکاظم کاظمی


+ نگارش (سی و شش)

یک نمونه عملی از ویرایش

این عبارت کوتاه‌، نخستین پاراگراف از کتابی بود که برای ویرایش به من سپرده شده بود. دیدم خوب است آن را به عنوان یک نمونة عملی از مطالبی که دربارة ویرایش می‌نویسم‌، تقدیم شما عزیزان کنم‌. شاید بسیاری از ما، در نوشته‌هایمان مشکلاتی از این دست داریم و متوجه نمی‌شویم‌.

متن اصلی چنین بود.

«با به قدرت رسیدن نظام طالبان در افغانستان و ایجاد محدودیتهایی که این فرقه برای زنان ایجاد کردند بحث حقوق زنان ابعاد جدیدی به خود گرفت و حرف و حدیث زنان افغان نقل بازار جهان شد و جهان جدید با این حرکت از در مخالفت در آمد. نه تنها جهان غرب بلکه حتی بسیاری از کشورها و فرقه‌های اسلامی که رفتار طالبان با زنان را با قوانین و حقوق بشر و جهان جدید در تعارض می‌دیدند. رفتار طالبان را غیراسلامی و ساختة دست امیرالمؤمنین ملاعمر! دانسته و آن را به شدت محکوم کردند.»

در عبارت بالا، این نکات به چشم می‌خورد:

1. «نظام‌» به «قدرت نمی‌رسد». خود «طالبان‌» به قدرت می‌رسند.
2. «به قدرت رسیدن‌» یک درازنویسی است‌. می‌توان گفت «حاکمیت‌».
3. «ایجاد محدودیت‌» را «ایجاد کردند»؟
4. «فرقه‌» فعل مفرد می‌خواهد نه جمع‌.
5. «به خود گرفت‌» یک درازنویسی است‌. می‌توان گفت «یافت‌».
6. جملة اول چون سه سخن مستقل دارد، بهتر است در دو یا سه جمله تجزیه شود. به واقع‌، «مخالفت جهان جدید»، یک سخن اصلی است و باید در جمله‌ای مستقل بیاید نه در ادامة جملة پیش‌.
7. جهان جدید با کدام حرکت از در مخالفت درآمد؟ با حرکت طالبان یا با این که بحث حقوق زنان نقل بازارها شد؟ باید گفته شود «جهان جدید با این حرکت طالبان از در مخالفت درآمد.»
8. از «نه‌تنها جهان غرب‌» تا آخر این جمله چنین استنباط می‌شود که جهان غرب نیز الزاماً رفتار طالبان را غیراسلامی دانسته است‌، در حالی که این غیراسلامی دانستن‌، باید فقط به کشورهای اسلامی برگردد. در واقع جهان غرب و جهان اسلام‌، در مخالفت مشترک بودند، نه در دلیل مخالفت‌. پس جمله باید جدا شود.
9. در این جمله‌، جمع شدن «نه تنها» با «بلکه حتی‌» لازم نیست‌. به جای «بلکه حتی‌» می‌توان فقط یک «که‌» آورد، یعنی به این صورت‌: «نه تنها جهان غرب‌، که بسیاری از کشورها...»
10. جملة «بسیاری از کشورهای اسلامی‌...» بسیار طولانی است با یک جملة دیگر در دل خویش‌. بهتر است که جملة داخلی یعنی «که رفتار طالبان‌...» به صورت معترضه بیاید.
11. در قسمت «با قوانین و حقوق بشر و جهان جدید...» «قوانین‌» مبهم است‌. کدام قوانین‌؟ «جهان جدید» هم مبهم است‌. بهتر است گفته شود «حقوق بشر و قوانین جهان جدید». در ضمن‌، این قسمت بهتر است به جملة مربوط به مخالفت جهان جدید معطوف شود، نه کشورهای اسلامی‌.
12. نقطه بعد از «می‌دیدند» زاید است چون جمله پایان نیافته است‌.
13. بعد از ملاّ عمر علامت «!» لازم نیست‌. این علامت در اصل‌، برای خطاب است‌، نه تعجب‌. بسیاریها به اشتباه آن را علامت تعجب می‌دانند و گاه برای عبارتهای طنزآمیز به کارش می‌برند. اگر هم این علامت تعجب را برساند، باید بعد از «امیرالمؤمنین‌» بیاید، چون محل تعجب در آنجاست‌، نه بر روی نام‌.
14. دو بار «رفتار طالبان‌» نزدیک به هم لازم نیست‌.
15. به همین ترتیب‌، «آن را» در آخرین جمله هم لازم نیست‌. یک «رفتار» و یک «را» پیش از این آمده است‌.
16. جملات بسیار طولانی‌اند. ما یک عبارت هفت تا هشت سطری داریم با چندین سخن مستقل‌، در فقط دو جمله‌. این سخنان باید در چند جمله تقسیم شوند. (من عبارت را چهار جمله ساختم‌.)

 

با ملاحظات شانزده‌گانة بالا، من عبارت را بدین‌گونه بازنویسی کردم‌:

«با حاکمیت طالبان در افغانستان و محدودیتهایی که این فرقه برای زنان ایجاد کرد، بحث حقوق زنان ابعاد جدیدی یافت و حرف و حدیث زنان افغان نقل بازار جهان شد. جهان جدید، ـ که رفتار طالبان با زنان را با حقوق بشر و قوانین جهان جدید در تعارض می‌دید ـ با آن از در مخالفت درآمد. در این مخالفت‌، جهان غرب تنها نبود. بسیاری از کشورها و فرقه‌های اسلامی این رفتار را غیراسلامی و ساختة دست امیرالمؤمنین ملاّ عمر دانسته و به شدت محکوم کردند.»

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک