+ نگارش (سی و پنج)
ارتباط فعل و فاعل
در یادداشت پیش، از لزوم تناسب فعل با دیگر اجزای سخن گفتیم و یادآور شدیم که بسیاری از نویسندگان ما، این تناسب را فراموش میکنند. یکی از موارد شایع این غفلت، جایی است که عبارت از دو جمله با دو فاعل تشکیل شده است، ولی نویسنده یک فعل را به هر دو نسبت میدهد و بدین ترتیب، فاعل جابهجا میشود. ببینید:
«زادگاه او گذر زرگرخانة شهر میمنه بوده و تحصیلات خود را تا فوقلیسانس علوم وترنری به پیش برده است.»
این عبارت، در اصل از دو جمله تشکیل شده است:
«زادگاه او گذر زرگرخانة شهر میمنه بوده است. او تحصیلات خود را تا فوقلیسانس علوم وترنری به پیش برده است.»
ولی نویسنده دو جمله را با هم ادغام کرده است و بدین ترتیب، فعل «به پیش برده است.» به زادگاه عطف شده است. گویا «زادگاه او تحصیلات خود را به پیش برده است.»
به واقع مشکل از اینجا پدید آمده است که در نیمة اول جمله، «زادگاه» فاعل است و این موقعیت، تا آخر جمله حفظ میشود. پس فعل آخر (پیش برده است) هم به این فاعل بر میگردد. نویسنده باید همان گونه که ما نوشتیم، عبارت را به دو جمله تفکیک میکرد، به گونهای که در جملة اول، «زادگاه» فاعل میبود و در جملة دوم، «او». البته میتوان سخن را در یک جمله هم به پایان برد، به شرطی که فاعل هر دو بخش، «او» باشد، به گونة زیر.
«او در گذر زرگرخانة شهر میمنه زاده شده و تحصیلات خود را تا فوقلیسانس علوم وترنری به پیش برده است.»
این هم چند مثال دیگر.
«گرایش هنری به صورت ذوقی از دورة مکتب در ایشان شکل گرفت و نزد کسی تمرین نکرده است.»
اینجا هم به نظر میرسد که «گرایش هنری نزد کسی تمرین نکرده است.»
«دست سرنوشت از کودکی او را نخست به کابل کوچ داد و بعد به علت فعالیتهای سیاسی برادرش در سال 1364 به ایران کوچ کرد.»
اینجا گویا «دست سرنوشت به ایران کوچ کرد.» و من برای رفع این مشکل، فعل «کوچکرد» را به «کوچانید» تبدیل کردم، تا با معنی جمله سازگار باشد.
«دست سرنوشت از کودکی او را نخست به کابل کوچ داد و بعد به علت فعالیتهای سیاسی برادرش در سال 1364 به ایران کوچانید.»
«زمانی که محمدداوود روی کار آمد، آقای مشعل را بازنشست نمود.»
گویا «زمان»، آقای مشعل را بازداشت کرده است. به واقع باید گفت «محمدداوود که روی کار آمد، آقای مشعل را بازنشست کرد.» چون فاعل این کار، «محمدداوود» بوده است، نه «زمانیکه».
«تداومبخشیدن به آموزشهای آکادمیک، او را از دانشگاه همیلتن تا ماساچوست و یوتا کشاند و چندین بار به حیث استاد مهمان و سخنگو به کنفرانسهای نویسندگان دعوت شد.»
اینجا نیز همان مشکل برقرار است و گویا «تداومبخشیدن، به کنفرانسهای نویسندگان دعوت شد.» عبارت بالا را میتوان دو جمله ساخت که در یکی «تداومبخشیدن» فاعل باشد و در دیگری، «او»; بدین گونه:
«تداومبخشیدن به آموزشهای آکادمیک، او را از دانشگاه همیلتن تا ماساچوست و یوتا کشاند. او چندین بار به حیث استاد مهمان و سخنگو به کنفرانسهای نویسندگان دعوت شد.»
«زادگاه فروغی بدخشان است اما اکنون در کوپنهاگن زندگی میکند.»
گویا «زادگاه در کوپنهاگن زندگی میکند.» من این شکل را ترجیح میدهم:
«فروغی زادة بدخشان است اما اکنون در کوپنهاگن زندگی میکند.»
«مراسم خاکسپاری پروین بسیار باشکوه در کابل برگزار گردید و در روز جمعه 20 قوس 1383 در شهدای صالحین کابل در کنار دیگر هنرمندان به خاک سپرده شد.»
اینجا نیز گویا «مراسم به خاک سپرده شد.»
«در باب اختیار همسر هم نظرات غزالی شنیدنی است و معتقد است که اگر...»
گویا «نظرات غزالی معتقد است...»
«در گذشته اگر دختری با پسری حرف میزد، بیحیایی و بیعفتی محسوب میشد»
گویا «دختر بیحیایی و بیعفتی محسوب میشد»


مهربانیها ()