محمدکاظم کاظمی


+ نگارش (سی و چهار)

تناسب فعل‌

شناخت معنی دقیق فعلها، به‌ویژه فعلهای مرکّب‌، از ضروریات یک نگارش خوب است‌. بسیاری از نویسندگان ما، تناسب و هماهنگی میان فعل و بقیه اجزای جمله را رعایت نمی‌کنند. آنها وقتی به پایان عبارت می‌رسند، کمتر به این فکر هستند که به راستی این عبارت‌، چگونه فعلی را طلب می‌کند.
این اشتباه‌، غالباً در فعلهای مرکبی مثل «انجام‌می‌شود»، «امکان‌دارد»، «برقرار می‌شود» بیشتر رخ می‌دهد. به واقع بسیاری از چیزهایی که در این جملات «انجام می‌شود»، اصلاً انجام‌شدنی نیست‌. ببینید:
«چه فکری باید جهت حراست از آنها انجام داد؟»
اگر بخش میانی جمله را برداریم‌، عیب کار آشکار می‌شود: «چه فکری باید انجام داد؟» ملاحظه می‌کنید که فکر انجام‌شدنی نیست‌. در واقع باید نویسندة ما چنین می‌نوشت‌:
«چه کاری باید جهت حراست از آنها کرد؟»
(البته این عبارت از لحاظ موقعیت اجزای جمله هم شیوا نیست‌. بهتر این بود که می‌نوشت‌: باید برای حراست از آنها چه فکری کرد؟)
q
همان‌گونه که گفتم‌، بسیار وقتها به نظر می‌رسد که نویسنده تا رسیدن به آخر جمله‌، کلمات ابتدایی آن را از یاد برده است‌. این مثال را ببینید:
«بدون شک یکی از راههای تحقق این امر در سایة وجود حاکمیت مرکزی امکان‌پذیر است‌.»
اینجا نیز به واقع نویسنده گفته است «راه امکان‌پذیر است‌.» و باز این پرسش پیش می‌آید که «راه‌» چگونه «امکان‌پذیر» است‌؟ در این عبارت‌، اصلاً «یکی از راههای‌» زاید است و باید گفت‌: «بدون شک تحقق این امر در سایة وجود حاکمیت مرکزی امکان‌پذیر است‌.»
q
و باز همان گونه که گفتم‌، در بسیار جایها، این اشتباه در مورد فعلهای مرکبی چون «برقرار گردید» رخ می‌دهد، مثلاً در اینجا که نویسنده «کار» را «برقرار» کرده است‌.
«کار تلگراف با بعضی از کشورها به وسیلة تله‌تایپ برقرار گردید.»
از اینجا باید «کار» را برداشت و به جایش «ارتباط» گذاشت‌. البته من «شد» را نیز بر «گردید» ترجیح می‌دهم‌، بدین گونه‌:
«ارتباط تلگرافی با بعضی از کشورها به وسیلة تله‌تایپ برقرار شد.»

و این هم چند مثال دیگر که من برای هر یک‌، توضیحی کوتاه می‌دهم‌.

«در همین زمان قبایلی از شاخة مهاجرین آریایی وارد سرزمین پارس شدند و به دامداری و چادرنشینی پرداختند.»
در نظر داشته‌باشید که «چادرنشینی‌» یک کار به شمار نمی‌آید مثل دامداری که قابل «پرداختن‌» باشد.
«مخترع هر شش نوع خط را نیز در تاریخ به «ابوعلی محمد ابن مقله شیرازی‌» نسبت می‌دهند.»
«مخترع‌» با «نسبت می‌دهند» نمی‌سازد. باید گفت «اختراع را نسبت می‌دهند.» یا «مخترع‌، فلانی است‌.»

«ارسال مراسلات پُستی به سلامت از آنها عبور کند.»
ارسال یعنی «فرستادن‌». حالا چگونه ممکن است «فرستادن‌» به سلامت عبور کند؟ به واقع این خود «مراسلات پستی‌» است که عبور می‌کند نه «ارسال‌» آنها.

«طریق باطل کردن تمبرهای پُستی در زمانهای مختلف به روشهای متفاوتی انجام می‌شده است‌.»
«طریق‌» به معنی «راه‌» است و «انجام‌شدنی‌» نیست‌.

«مجال ذکر آن در این مختصر نمی‌گنجد.»
مجال‌، یعنی محل جولان و نمی‌توان گفت مجال در جایی نمی‌گنجد. باید گفت «ذکر آن در این مختصر نمی‌گنجد.» یا «این مختصر مجال ذکر آن نیست‌.»

«کار احداث این جاده که قبل از سال 1345 خورشیدی به پایان رسیده بود دچار آسیبهای جدی شده بود.»
اینجا چنین به نظر می‌آید که «کار»، «دچار آسیب شده است‌.» در حالی که آسیب به جاده بر می‌گردد. باید عبارت را چنین اصلاح کرد: «این جاده که احداثش قبل از 1345 خورشیدی پایان یافه بود، دچار آسیبهای جدی شده بود.»

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: نگارش
comment مهربانی‌ها () لینک