محمدکاظم کاظمی


+ قصه سنگ و خشت

بالاخره مجموعه شعر «قصه سنگ و خشت» من چاپ شد. ناشر آن «کتاب نیستان» است و شمارگانش ۲۲۰۰ نسخه. طرح جلدش را محسن حسینی کشیده است و تاریخ انتشار هم بهار امسال است. بهتر دیدم یادداشت کوتاهی را که در ابتدای کتاب درج شده است، در اینجا هم منعکس کنم تا تصویری فشرده از کتاب ارائه شده باشد.

یادداشت سراینده‌

 

اینها، گزیده‌ای از نوشته‌هایی است که تا کنون به گمان شعر نگاشته‌ام‌; یعنی سروده‌هایی از کتاب «پیاده آمده بودم‌...» و منتخبی از شعرهای تازه‌. البته شعرهای تازه به طور کامل در کتابی دیگر گردآمده است با نام «کفران‌» که هنوز منتشر نشده است‌.

کتاب حاضر، به واقع قرار بود تجدید چاپ مجموعة شعری باشد که از من در سلسلة «گزیدة ادبیات معاصر» کتاب نیستان چاپ شده بود و چهل‌ونهمین دفتر از آن سلسله بود. ولی ناقص‌بودن آن کتاب و سرایش بعضی شعرهای تازه در این سالها، مرا بر آن واداشت که با یک بازنگری کلّی‌، گزیده‌ای از همه سروده‌هایم تا امروز را در این دفتر گرد آورم‌. کتاب پیشین‌، فقط تا شعرهای سال 1376 را در خود داشت‌.

بسیاری از شعرهای این دفتر، با آنچه در این سالها بر مردم و کشور ما (افغانستان‌) گذشته‌است‌، پیوندی دارد. خوانندة آشنا با وقایع این کشور در این چند دهه‌، از روی تاریخ هر سروده‌، می‌تواند دریافت که شعر در ارتباط با چه واقعه یا ماجرایی شکل گرفته است‌. البته منکر احتمال تأویلهای دیگر برای بعضی شعرها نیز نمی‌توان بود، که گاه به عمد بوده است و گاه به اتفاق‌.

بعضی از سروده‌ها، از بدو سرایش تا کنون‌، تغییراتی در خود پذیرفته و گاه به شکلهای گوناگون در جاهای مختلف چاپ شده است (به‌ویژه مثنوی بازگشت‌). به هر حال‌، نسخة نهایی آنها تا کنون‌، همین است که در این دفتر می‌خوانید.

 

محمدکاظم کاظمی‌

مشهد، زمستان 1383

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: کتابهای کاظمی
comment مهربانی‌ها () لینک