+ امروز با بیدل (نود و دو)
به برقی از دل مأیوس، کاش درگیرم کبابِ سوختنم چون چراغ در ره باد (ص 558) کباب، در اینجا ربط مستقیمی با سوختن ندارد. «من کبابِ چیزی هستم» یعنی «دلم برای آن چیز کباب شده است» و فقط کنایهای است حسرت شدید. میگوید «من مثل چراغ در راه باد ـ که از سوختن بینصیب است ـ حسرت سوختن دارم. کاش دل مأیوس، مرا به برقی آتش زند
.»
پس منظور سوختن کباب نیست، بلکه سوختن چراغ است. میتوان گفت، بیدل از این «کباب» یک استفادة هنری هم کردهاست، یعنی مراعات نظیر میان «کباب» و «سوختن» بدون این که در ساختار معنایی مصراع به هم پیوسته باشند
.
در ضمن، «درگرفتن» مترادف «سوختن» است و بدین معنی، هماکنون در افغانستان کاربرد دارد
.
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:۱۳ ق.ظ ; شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٤
کلمات کلیدی:
بیدل


مهربانیها ()