+ امروز با بیدل (نود و یک)
غرور، آینهء خجلت است پیران را کمان ز سرکشی خود کشیده میماند (ص 557) یکی از معیارهای من برای انتخاب این بیتها برای توضیح، این است که کسی، باری بیت را غلط خوانده یا غلط معنی کردهباشد. گاه نیز آن کس، خودم بودهام. چون اتفاقی که برای یک نفر بیفتد، ممکن است برای کسی دیگر هم بیفتد، توضیح این بیتها، ضروری مینماید. باری، مصراع اول این بیت را یکی از آوازخوانان بزرگ افغانستان «غرورِ آینه خجلت است پیران را» خوانده بود یعنی حرف «ر» در غرور را کسره داده بود و ترکیب «غرور آینه» را ساخته بود. درست نمیدانم کدام استاد، ولی به هر حال یکی از سه تن استادقاسم، استاد غلامحسین یا میرزا نظر بود چون آن نواری که من دارم، آهنگهای این سه تن را دارد و تشخیص بیشترش برای من ممکن نیست
.
به هر حال، به نظر میآید که بعد از غرور یک توقف (ویرگول) لازم است و عبارت به نثر این میشود که «غرور، برای پیران آینه خجلت است. چنان که کمان هم از سرکشی خود خمیده میماند.» تشبیه پیر به کمان، در شعر بیدل و دیگران سابقه دارد
.
از جوان حسن سلوک پیر نتوان یافتن
گوشة چشم کمان از تیر نتوان یافتن


مهربانیها ()