+ بازسازی متون درسی در افغانستان (۵)
آنچه نداریم تا حالا از درسهایی گفتیم که داشتیم. حالا میتوان از چیزهایی گفت که نداریم و میتوانیم داشته باشیم. تا هنوز نیز بسیاری از دانشهای کاربردی جهان در متون درسی ما راه نیافتهاند. جامعهشناسی، روانشناسی، آمار، فلسفه، هنر و بسیار چیزهای دیگر را میتوان به صورت درسهایی مستقل یا نیمه مستقل، البته با بیان و سطحی مناسب فهم دانشآموز، در متون درسی گنجاند و بدین ترتیب، دانایی او را گستردهتر کرد. برای یک انسان در جامعهای مثل افغانستان، اطلاعاتی گسترده، هرچند کمعمق و غیرتخصصی، بسیار مفیدتر است از یک تخصص نیمبند و فرّار در چند حوزة خاص. در مقطع ابتدایی آنچه تا کنون گفتیم، بیشتر برای متون آموزشی دورة دبیرستان (لیسه) بود و از دورة ابتدایی کمتر سخن به میان آمد، مگر در درسهایی مثل رسم یا قرآن کریم. در مجموع، من مشکلات متون آموزشی ابتدایی را از متون دورة ثانوی کمتر میبینم، البته به تناسب سن شاگردان. شاید از این روی که در این دوره، هیچیک از درسها به طور جدی وارد مرحلة تخصصی خود نشده و به همین لحاظ، کاربردی و جذاب است. از سوی دیگر، بعضی از کتابهای درسی این مقطع، در سالهای بعدی تدوین شد و مسلماً با اصول آموزش نوین سازگارتر مینمود. گویا در دهة پنجاه، مسؤولان امر، مشکل کتابهای درسی را به خوبی حس کردهبودند و این را از کتابهایی که در آن سالها تألیف شد، میتوان دریافت. یکی از بهترین کتابهای این دوره، یک کتاب جغرافیه صنف پنجم بود که من بسیاری از مطالب جذاب آن را تا هنوز به خاطر دارم. مثلاً برای آشنایی با وضعیت جغرافیایی جهان در این کتاب، نیامدهبودند اسم و مساحت و پایتخت همه کشورها را معرفی کنند. از هر قاره، یک کشور را به طور نمونه برگزیده و دربارة همة مسایل آن به تفصیل و به شکلی جذاب سخن گفته بودند. مثلاً از اروپا هالند انتخاب شده بود، از افریقا، نایجریا، از امریکای جنوبی پیرو و از اقیانوسیه، هائیتی. به این ترتیب، دانشآموز البته از کشورهای افریقایی یک کشور را میشناخت، ولی درست میشناخت و به این ترتیب، یک شناخت نسبتاً خوب از این قاره پیدا میکرد. اطلاعاتی که ما در صنف پنجم دربارة کشور پیرو یافتیم، برای ما بسیار مفیدتر بود از آنچه در صنف نهم و با متون قدیمی یافتیم، یعنی حفظ کردن اسامی و پایتختهای همة کشورهای آن منطقه. مشکل نوتنویسی منکر نمیتوان شد که در کتابهای دورة لیسه نیز بسیار مطالب مفید و کاربردی میتوان یافت، ولی حجم بالای این کتابها و سنگینی مطالب تخصصیشان، غالباً معلمان را ناچار میکند که از آنها بپرهیزند و به ذکر فرمولها بسنده کنند. با قاطعیت میتوان گفت بخشی از خشکی و غیرکاربردی بودن مباحث در درسهای فنی، به خاطر همین خلاصهبرداری رخ میدهد، چون معلّم در این صورت ناچار میشود فرمولها را بیرون کشیده و مجرّد از جوانب کاربردی آنها، به دانشآموزان یاد دهد. چنین است که در دورة لیسه، نوتنویسی شدّت میگیرد. مثلاً هندسة تحلیلی صنف یازدهم، کتابی است در حدود سیصد صفحه با انبوهی از قضایا و اثباتهای پیچیده. در سالهای تحصیل ما، در عمل هیچکس این کتابهای سنگین را تدریس نمیکرد و همة معلمان، به نوتدادن و امتحان گرفتن چند قضیه بسنده میکردند. درس فیزیک صنف دوازدهم نیز چنین مشکلی داشت. در آنجا نیز هیچکس به کتاب مراجعه نمیکرد. همان نوت بود و نوت. این نوتدادن هم از مشکلات جدی آموزش ما در دورة لیسه است. شاگردان کتاب تألیف شده را به کنار مینهند و در عوض، بیشتر وقت آموزش را به نوشتن دوبارة مطالب خلاصهشدة آن کتاب میگذرانند. میبینید که چقدر وقت و توان جسمی و مالی دانشآموزان ما با نوشتن و پاکنویسکردن و نگهداری این نوتها صرف میشود. چرا کتابهای درسی آن قدر دور از سطح نیاز و فهم باشد که به تلخیص و نگارش دوبارة آنها به شکل نوتنویسی نیاز افتد و بخشی از وقت مفید آموزش به این صورت به هدر رود؟ مشکل بعدی این است که بسیاری از کتابها تا آخر سال به پایان نمیرسد و ناتمام میماند. چون امتحانگرفتن هر صنف نیز با همان استاد است، استاد نیز تا آنجا که درس داده امتحان میگیرد و نگران مطالب باقیمانده نیست. ما باید سنگینی کتابهای درسی را تا حدی کاهش دهیم که همان مطالب کتاب، بدون تلخیص یا ابترماندن، در صنف قابل استفاده باشد. نباید معلّمان خویش را به ایجاد فاصله میان مطالب کتاب و آنچه دانشآموز میگیرد وادار کنیم. دشواریهای کار البته دگرگون کردن متون آموزشی مدارس، علاوه بر مشکلات فنی و مالی، یک سلسله دشواریهای دیگر هم به همراه خواهد داشت. اولین مشکل، تألیف این کتابهاست که نیاز به متخصصانی آشنا با روشهای نوین آموزش در دنیا دارد و البته میتوان با قاطعیت گفت که ما برای بسیاری از درسها، چنین کسانی داریم. مشکل بعدی، آموزش این کتابهاست، چون میتوان حدس زد که درسدادن اینها برای معلمان سختتر از کتابهای قدیم باشد و در عوض، فراگیریشان برای شاگردان سهلتر است. اما این درسدادن اگر هم سختتر باشد، بسی شیرینتر خواهد بود، چون معلم به خوبی حس میکند که دانشآموز، این مباحث را بهتر میفهمد. با اینهمه، هر کس که در این نظام آموزشی درس خوانده و سپس به مدد مطالعات آزاد خویش، در دنیای جذاب، دلپذیر و پهناور علوم مختلف پای نهادهباشد، نمیتواند دریغ و حسرت خود را از این پنهان دارد که چرا آن دنیا، با همة دلپذیریاش در این متون درسی خلاصه نشده است. چرا در آنجا کشف و خلاّقیت و نوآوری و آشتی میان علم و زندگی است و در اینجا عدد و رقم و فرمول؟ بیایید کتابهای درسی خویش را به زندگی خویش نزدیک کنیم.


مهربانیها ()