+ امروز با بیدل (نود)
طاقت دل نیست محو جلوه نمودن آینه در حیرت اختیار ندارد (ص 549) مصراع اول، آدم را وسوسه میکند که این گونه بخواندش «طاقت دل نیست محو جلوه نبودن» یعنی «دل به هر حال محو جلوه است و نمیتواند خود را از این حیرت خلاص کند.» در این صورت، ربط دو مصراع هم ظاهراً محکم میشود
.
من هرچند بنا بر تجربههای مکرّر، میکوشم از قضاوتهای ذوقی دربارة متن چاپ شده پرهیز کنم، در این مورد میپندارم با ضبط «نمودن» معنای دلپذیری از مصراع به دست نمیآید. این نمودن کدام نمودن است؟ «انجام دادن» یا «نشان دادن»؟ مسلماً دومی باید باشد چون اولی نیاز به مفعول دارد. پس میشود «دل توان آن را ندارد که خود را محو جلوه نشان دهد.» و این، هم دلپذیر نیست و هم ربطی محکم با مصراع دوم نمییابد
.
با این ملاحظات، من «نبودن» را ترجیح میدهم و گمان میکنم که در چاپهای موجود اشتباهی رخ داده است. البته جای مناقشه باقی است و مراجعه به نسخههای دیگر غزلیات بیدل ضروری مینماید.


مهربانیها ()