محمدکاظم کاظمی


+ بازسازی متون درسی در افغانستان (۴)

قرآن و علوم دینی‌

آموزش قرآن مجید نیز با مشکلی نظیر آموزش ادبیات مواجه است‌، البته شدیدتر از آن‌، چون برای این درس‌، حتی یک جزوة مختصر هم تدوین نشده است‌. دانش‌آموزان در هر سال‌، یک سپاره از قرآن را تحویل می‌گیرند و همان را با کمک معلّم روخوانی می‌کنند. هیچ متن تدوین‌شده‌ای برای آموزش قرآن نداریم‌.

درس قرآن مجید ما، باید مجموعه‌ای از علوم مختلف قرآنی باشد، از جمله روخوانی و قرائت‌. یعنی دانش‌آموز ما علاوه بر این که برای روخوانی باید روشی مدوّن در اختیار داشته‌باشد، با چیزهای دیگری در مورد قرآن مجید هم آشنا شود، نظیر شیوة نزول قرآن‌، شیوة ترتیب آن‌، تاریخچة نگارش آن به صورت مدوّن‌، مفاهیمی همچون شأن نزول‌، ناسخ و منسوخ‌، محکم و متشابه و... بدین ترتیب‌، او علاوه بر توانایی روخوانی قرآن‌، یک قرآن‌شناس نیز خواهد بود، البته به صورت اجمالی و در حدّ نیاز خویش‌.

بنابراین‌، لازم نیست که در هر سال‌، یک جزء قرآن به طور کامل روخوانی شود. سنگینی کتاب قرآن‌، باید در مباحث مربوط به روخوانی و تجوید و دیگر دانشهای قرآنی باشد و آیات قرآن‌، به صورت نمونه و برای تسهیل در فهم مطالب آورده شود. مسلماً کسی که با یک روش اصولی‌، خواندن بخشی کوچک از قرآن را فراگیرد، می‌تواند همة آن را با همان روش بخواند. ما نباید در مدارس خویش قاری پرورش دهیم‌، بلکه باید قرآن‌شناس پرورش دهیم‌، البته قرآن‌شناسی که بر خواندن قرآن نیز تواناست‌.

در دیگر علوم دینی مثل تفسیر و عقاید هم ما مشکلاتی از این دست داریم‌. بسیاری از مباحث موجود در این کتابها، با نیازهای عقیدتی امروز جوانان ما همخوانی ندارد. من به خاطر می‌آورم که باری در کتاب درسی عقاید ما، برای اثبات حقانیت حضرت پیامبر، از معجزاتی نظیر «سخن‌گفتن سنگ و چوب و جانوران در تأیید ایشان‌» نام برده شده بود. خوب کسی که در پیامبری ایشان تردید داشته‌باشد، چگونه بر صحت وقوع آن معجزات ایمان خواهد داشت‌؟

به طور کلّی‌، ما در متون دینی خویش‌، همانند آموزش ادبیات‌، بسیار عقب هستیم و به همین لحاظ، نمی‌توانیم نیازهای امروزین را پاسخ دهیم‌.

 

رسم و ورزش‌

دو درس دیگر ما که باز هم هیچ متن و برنامة آموزشی مرتبی ندارند، رسم و ورزش (سپورت‌) هستند. تا جایی که من به خاطر دارم‌، تنها کار ما در ساعت رسم این بود که خود را با کشیدن یک رسم مشغول کنیم و آن رسم را در پایان ساعت به معلّم نشان داده و احیاناً آفرینی تحویل بگیریم‌. کار معلم هم این بود که مراقب نظم صنف باشد و نه بیش از آن‌.

ما در این درس‌، باید یک متن آموزشی مدوّن شامل اصول رسامی‌، شیوه‌های رسامی‌، تاریخچة رسم و آشنایی با رسامان بزرگ جهان داشته باشیم تا دانش‌آموز ما به راستی از ساعت رسم‌، چیزی دریافت کند.

برای ورزش نیز همین حکایت وجود دارد. البته در بعضی سالها، نوتهایی مختصر دربارة تاریخچة ورزش و انواع بازیها گفته می‌شود که باز هم غالباً غیرکاربردی است‌. مثلاً دانش‌آموز ناچار است وزن توپ فوتبال یا قطر رینگ باسکتبال یا ارتفاع تور والیبال را حفظ کند و در امتحان پاسخ دهد، در حالی که خود این چیزها را از نزدیک ندیده است‌. بقیة وقت درس ورزش هم به بازی بچه‌ها ـ با توپ یا بی‌توپ ـ می‌گذرد. در واقع این یک ساعت بازی است‌، نه ساعت آموزش‌.

به همین لحاظ، بسیار طبیعی بود که صنوف‌، یا معلم ورزش و رسم نداشته‌باشند و یا از معلمان بیکار برای این دروس استفاده شود. ما کمتر دیدیم که معلمان رسم یا ورزش‌، در این رشته‌ها صاحب تخصصی باشند و اگر هم بودند، هیچ برنامة منظمی برای بهره‌گیری از این تخصص‌شان وجود نداشت‌. آنها با ابتکارهای فردی خویش‌، گاهی اطلاعاتی عمومی به بچه‌ها می‌دادند و آنها که دلسوزتر بودند، در ساعات ورزش بچه‌ها را همراهی می‌کردند و می‌کوشیدند حداقل نرمشهایی را به آنها بیاموزند.

باری‌، این دروس‌، نیاز به متونی مدوّن و برنامه‌ای منظّم دارند تا دانش‌آموزان به‌راستی در آنها چیزی فراگیرند.

 

 

انگلیسی‌

به نظر من درسی که کمتر از همة دروس دیگر از لحاظ متن آموزشی مشکل دارد، زبان انگلیسی است‌. شاید از این روی که متون آموزش انگلیسی ما با استفاده از متون معتبر دنیا تهیه شده‌اند. با این هم تکیة شدید بر گرامر و غفلت از روشهای کاربردی‌تری همچون مکالمه را نمی‌توان از نظر دور داشت‌. ما باید از شیوة آموزش زبان مادری در کودکان الگوبرداری کنیم‌. یک کودک چگونه زبان می‌آموزد؟ مسلماً با کمک گرامر نمی‌آموزد، بلکه به طور طبیعی فرا می‌گیرد. متون درسی را تا حدّ زیادی به این روش طبیعی می‌توان نزدیک کرد.

ما در دوران تحصیل خویش‌، برای صنوف هفتم تا دوازدهم یک دسته کتابهای تألیف شده در سالهای پیشین داشتیم که البته در آنها، کفة گرامر سنگینی می‌کرد. ولی برای صنف ششم کتابی تازه تألیف شده‌بود بسیار جذاب و کاربردی‌. اغراق نیست اگر بگویم که من بیشترین سهم از زبان انگلیسی را در همان صنف ششم‌، یعنی نخستین سال تحصیل فراگرفتم و سالهای دیگر، چندان چیزی به آن اضافه نکرد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: فرهنگ و اجتماع
comment مهربانی‌ها () لینک