محمدکاظم کاظمی


+ شعری تازه

کاغذپران‌

 

شما کاغذپران‌بازید و ما کاغذپران‌، مردم‌
بله‌، این است تقسیم زمین و آسمان‌، مردم‌

 

شما روی زمین با چرخة تقدیر شنگیدن‌
و ما در آسمان با طالع بی‌پیر جنگیدن‌

شما شادان که اینک از چه سویی باد می‌آید
و ما را هر نفس مرگی دگر در یاد می‌آید

 

کسی در آسمان گردن به گردن می‌شود با من‌
بله‌، اینجا برادر نیز دشمن می‌شود با من‌

دمی با او شکست آید، دمی با من شکست آید
و آزادی‌، که آخر در بهای جان به دست آید

و آزادی‌... که دستی باز می‌گیرد ز حلقومم‌
بله‌، عمری است با یک هستی و صد مرگ محکومم‌

هنوزم پایبند چرخة تقدیر باید شد
و با چندین برادر باز هم درگیر باید شد

 

شما کاغذپران‌بازید و ما کاغذپران‌، آری‌
چنین بوده است تقدیر ضعیف و پهلوان‌، آری‌

فدای زندگیتان کرد باید زندگانیها
که شاید شادمان گردید از این کاغذپرانیها

 

 

 

 

 

 

مشهد، 5 فروردین 83

یادداشت: کاغذپران در افغانستان به بادبادک می‌گویند و کاغذپران‌بازی از تفریحات رایج در این کشور است‌. این بازی‌، فوت و فنی دارد و آداب و رسومی از قبیل جنگ‌انداختن کاغذپرانها و بردن و باختن‌هایی که یادآور برد و باخت کشتی‌گیران است‌. «چرخه‌» وسیله‌ای است که نخ کاغذپران بدان پیچیده می‌شود و «آزادی‌» کاغذپران مغلوبی را می‌گویند که بریده شده و به دست کسی دیگر می‌افتد. هر کس کاغذپران «آزادی‌» را بگیرد، از آن خود اوست و می‌تواند در آسمان پروازش دهد.

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ فروردین ۱۳۸٤
کلمات کلیدی: شعر کاظمی
comment مهربانی‌ها () لینک