+ امروز با بیدل (هشتاد و هفت)
دوستان! از منش دعا مبرید
زندهام، نامم از حیا مبرید (ص 539)
دریافت معنی این بیت بدون درنظرداشت بعضی بیتهای دیگر بیدل، کمی سخت است. من اول یکی از بیتهای هممعنی را نقل میکنم.
از این فسانه که بیاو نمردهام بیدل
قیامتی است گر آن بیوفا خبر دارد
عاشق راستین، نباید تحمل فراق نداشتهباشد. اگر هنوز در فراق زنده است، بهتر است که معشوق از این ماجرا خبر نشود. پس شاعر به دوستان سفارش میکند که اگر محبوب را دیدند، نگویند که فلانی تو را دعا کرد، که پی میبرد با وجود فراق او هنوز زندهام و این شرمی است بزرگ.
روزِ وصلش باید از شرم آب گردیدن که ما
در فراقش زندگی کردیم و جانی داشتیم
خجالت صد قیامت صعبتر از مرگ میباشد
جدا از آستانت، مردنم این بس که جان دارم (ص 849)
جدا زآن جلوه نتوان اینقدرها زندگی کردن
به خارا تیشه میباید زد از جانی که من دارم (ص 977)
بیدلم بیدل، ز شرم سختجانیها مپرس
دور از آن در خاک هم آب است اگر مانَد ز من (ص 1031)
بی یار زیستن ز تو بیدل قیامت است
جرمی نکردهای که توان کردنت معاف (ص 793)
دوری یار و صبوری، ستم است
آبم از شرم، که نگداختهام (ص 955)


مهربانیها ()