+ امروز با بيدل (هشتاد و شش)
ز بس كه نسخة تحقيق ما پريشاني است
نظر به كاشغر و دل به خوست ميباشد (ص 520)
در شعر بيدل، نشان بسياري از اعلام (چه نام افراد و چه نام جايها و ديگر اعلام) نميتوان يافت، مگر آنها كه به نمادهايي شاعرانه بدل شدهاند مثل مجنون و فرهاد و... و اين، از ويژگيهاي شعر مكتب هندي است و دلايلي هم دارد. اين بيت، يكي از اندك مواردي است كه بيدل از يكي دو شهر نام ميبرد و جالب اين كه اين «خوست»، شهري مشهور هم نيست كه حكم نمادي شاعرانه داشتهباشد، بلكه شهري است نبستاً كوچك در جنوب شرق افغانستان كنوني و هماكنون نيز به همين نام مشهور است.
مسلماً آنچه بيدل را بدين كار غيرمتعارف ـ در شعر او ـ كشانده است، خوشنشستنِ «خوست» در قافيه است.
به تردماغي هوش تو جهل ميخندد
كز اهل هند، عبارات خوست ميپرسي (ص 1152)
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:٢٦ ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳
کلمات کلیدی:


مهربانیها ()