+ وقتی متکدی نان میخواهد...
چشمدیدهای هرات (1)
هرات دوبی افغانستان شده است. پر از ساخت و ساز و دکان و مارکیت و موتر و پول و معامله. گویی شهر از شدت فعالیت اقتصادی در حال انفجار است. تریلیهای پر جنس است که از ایران میآید، یا اجناس ایرانی و یا اجناس ترانزیت خارجی و مخصوصاً وسیله نقلیه. من در عمرم این قدر موتر جاپانی ندیدهام. بعد از ظهرها در خیابانهای هرات نه جای عبور و مرور میتوان یافت و نه جای پارکینگ موتر. از تویوتا پایینتر دیگر خیلی طرفدار ندارد. پراید و دوو و امثال اینها را تاکسی میسازند و کرایهکشی میکنند. بسیار هم ارزان است، یک تویوتای معمولی به قیمتی است که در ایران یک موترسیکل هوندا را نمیدهند. اما این همه موتر فردا چه بر سر ما میآورد، خدا میداند. باز هم آلودگی هوا خواهد بود و شلوغی و مصرفزدگی و انبوهی آهنپاره.
ساخت و ساز هم به سرعت جریان دارد، هم از سوی دولت که بیشتر در اسفالت خیابانها و پارکسازی و میدانسازی بروز میکند و هم از سوی مردم به صورت خانهسازی، آن هم گاه خانههای لوکس که در بالاشهر مشهد و تهران میبینیم با نمای سنگ و شیشة سکوریت. معماری سنتی رو به زوال است. این خانهها هم هیچ تناسبی با این شهر ندارند. به قول مرحوم استاد خلیلی:
خانههایی است در این شهر به تقلید یوروپ
که رسیده سر آن تا غرفات پرنا
همچو آن وصلة رنگین که ز اطلس بندند
چند جا نامتناسب به کهنپیرهنا.
در مرکز شهر دیگر جای نمانده است. زمینهای مرکز شهر دیگر به قیمتی فروخته میشود که برای سکونت صرف نمیکند. متری حدود سه تا پنج هزار دالر! یک زمین دوصد و پنجاه متری خشک و خالی به پول ایران هزار میلیون تومان آب میخورد و در مشهد با این پول قصری میتوان خرید. از همین روی، شهر در حواشیاش به سرعت رو به گسترش است. زمینهای زراعتی را صاف میکنند و خانه میسازند. این ساختوساز ها نیز غالباً خارج از اصول شهرسازی است و در آینده مشکلآفرین، اما چاره هم نیست. جمعیت شهر به صورت تصاعدی بالا میرود. بسیاری از مهاجرین ساکن ایران که از کابل و دیگر جایها بودهاند، اکنون هرات را برای بودوباش انتخاب میکنند و این هرچند مشکل مسکن را تشدید میکند به رونق اقتصادی و فرهنگی شهر میافزاید. بافت جمعیتی را هم تغییر میدهد. حاکمیت هرات در دوره اول پیروزی با این کار مخالفتی بیهوده کرد ولی اکنون صلاح در آن میبیند که بیشتر مواظب کلاه خودش باشد.
ساخت و ساز دولتی هم بد نیست و حداقل از دیگر شهرها بهتر است، هرچند بیشتر به اسفالت خیابانها و پارکسازی خلاصه شده است. البته در انتقال برق هم کارهایی شده و دو خط برق از ایران و ترکمنستان کشیده شده که اولی کامل شده و ادارات دولتی را برق میدهد. دومی ناتمام است و برای منازل. مردم فعلاً از جنراتورهای محلی خصوصی استفاده میکنند که در هر محل وجود دارند و برق میفروشند با قیمتی بسیار گران. کلاً منابع تولید انرژی گران است، هم برق، هم گاز و هم پترول موتر.
امنیت شهر بیسابقه است. قیود شبگردی نیست. قوماندانبازی نیست. درگیری میان جناحهای قدرت نیست و انداختن نارنجک به خانة داکتر لودین در چند روز قبل، اولین واقعه در نوع خود بود. این را باید مرهون قدرت قاهرة حاکمیت هرات دانست. به محاسن و مشکلات این حاکمیت بعداً میپردازم.
با آنچه گفتهشد، به نظر میرسد وضعیت اقتصاد خیلی بد نباشد. بله، به راستی شهر در حال رشد است، البته بیشتر از رهگذر تجارت، نه صنعت یا کشاورزی. ولی تفاوت سطح اقتصادی بسیار است. کسی مثل صوفی قدوس نصف شهر را از آن خود کرده است. شاید نتوان به راحتی میزان دارایی او را تخمین زد. ولی بسیار کسان هم هستند که نان شب ندارند. دیدن انبوه متکدیان به راستی زجرآور است. وقتی یک متکدی از شما نان خشک را با علاقه میپذیرد، باید بپذیرید که او به آن نان محتاج است. ثروت جامعه به هیچوجه خوب توزیع نمیشود.
خوب، بقیه را میگذارم برای روزهای بعد.


مهربانیها ()