+ نگارش (بيست و نه)
پيشتر گفتيم كه در تايپ رايانهاي، فاصله (سپيس) وسيلهاي است براي جداكردن كلمات از همديگر. فاصله ميان كلمات، هم متن را زيباتر و خواناتر ميكند و هم رايانه را در سطربندي خودكار متن ياري ميرساند.
غالب نرمافزارها، سطربندي خودكار دارند، يعني وقتي يك سطر پر ميشود، كلمة بعدي به طور خودكار در سطر بعد تايپ ميشود. اما رايانه كلمة بعد را از روي چه تشخيص ميدهد؟ از روي فاصلهها، يعني اگر ميان دو كلمه فاصله باشد، به خود اجازه ميدهد كه در صورت پرشدن يك سطر، كلمة بعدي را به سطر بعد ببرد.
خوب، وقتي سطربندي بر مبناي فاصله ميان كلمات است، اين خطر وجود دارد كه نويسنده، بدونجهت ميان اجزاي مختلف يك كلمه فاصله انداخته باشد و آن كلمة واحد، از محل آن فاصله به دو پاره شود، پارهاي در انتهاي سطر بالا بماند و پارهاي به ابتداي سطر پايين برود. اين خيلي بد است و خيلي شايع.
بسياري از نويسندگان ما كلماتي مثل «ميشود»، «ميبينم»، «علاقهمند»، «شتابدار»، «فرصتطلب»، «بزرگتر»، «سرمايهدار»، «ديوانهوار»، «نرمافزار»، «خودبهخود»، «روبهرو» و «ربابنواز» را با فاصلهاي در ميانشان به دو پاره ميكنند، به صورت «مي شود»، «مي بينم»، «علاقه مند»، «شتاب دار»، «فرصت طلب»، «بزرگ تر»، «سرمايه دار»، «ديوانه وار»، «نرم افزار»، «خود به خود»، «رو به رو» و «رباب نواز».
چرا در وسط دو بخش كلمه فاصله مياندازند؟ چون اگر نيندازند و حروف را پيهم تايپ كنند، ممكن است دو بخش به هم بچسپند و مثلاً «نرمافزار»، «نرمافزار» ميشود. پس از كليد فاصله براي پيشگيري از چسپيدن اجزا كمك ميگيرند. ولي اين درست نيست و فاصله وظيفهاي ديگر دارد كه در يادداشت قبل گفتيم.
اينجا بايد دو بخش از كلمه را به صورت غيرچسپيده ولي نزديك به هم تايپ كرد، بهگونهاي كه فاصلهاي ميان دو بخش نباشد. پس وقتي فاصله نباشد، اين كلمه در آخر سطر كمرشكن نخواهد شد. در نرمافزارهاي مختلف براي اين كار، تدبيرهاي گوناگوني سنجيده شده است.
در زرنگار بايد حرف آخر بخش اول چنين كلماتي را با كليد «شيفت» بگيريم. آنگاه حرف بزرگ غيرچسپان تايپ ميشود و نيمة ديگر كلمه بدون فاصله و بدون اتصال حروف، در پي آن ميآيد. اينجا ديگر كليد فاصله لازم نيست.
در ورد و ديگر نرمافزارهاي تحت ويندوز، تدبيري ديگر سنجيدهاند، يعني در ميان دو بخش كلمه، كليد فاصله (سپيس) را فشار ميدهند، ولي با «شيفت». اينجا حرف قبلي غيرچسپان ميماند و حرف بعدي بدون فاصله تايپ ميشود. اين كلمات ديگر خطر شكستهشدن ندارند. اين چنين فاصلهاي را كه بدون ايجاد فضايي سفيد، مانع اتصال حروف ميشود، نيمفاصله مينامند.
ولي تا جايي كه من ديدهام، اين تنها مشكل نويسندگان ما نيست. مشكل ديگر تشخيص كلماتي است كه بايد با اين تدبير تايپ شوند. من ديدهام بسيار تايپكنندگان در رايانه را كه شيوة تايپ اين كلمات را ميدانند، ولي براي بسياري از آنها، عمل نميكنند، مخصوصاً براي كلمات مركب.
من هميشه به اين كسان، يك قاعدة ساده را يادآور شدهام. شما فرض كنيد كه چنين كلمهاي در انتهاي سطر است و قرار است با ايجاد فاصله، نيمش به سطر بعد بيفتد ببينيد كه اين قابل قبول است يا نه؟ مسلماً هيچ كس نميپسندد كه «علاقه» در يك سطر باشد و «مند» در سطر ديگر; يا «شتاب» در يك سطر و «دار» در سطر ديگر. با اين فرضكردن، ميتوان خود را به حذف فاصله و رعايت نيمفاصله مجاب كرد.
البته بعضي عبارتها هستند كه نميتوان به پيوستهبودن يا جدابودنشان حكم قطعي صادر كرد، مثل «قابل قبول» يا «صادر كرد» در همين يكي دو جملة اخير كه من نوشتهام. اينها حالتي خاص دارند. هم نياز به فاصله دارند تا از حالت يك كلمة مركب بدر آيند و هم بهتر است هر دو بخش كلمه در يك سطر باشد. در زرنگار براي چنين كلماتي، فاصلة جامد پيشبيني شده است. يعني، هم ميان دو كلمه فاصله است و هم در آخر سطر، از هم جدا نميشوند. اين بسيار خوب است و كارساز. (براي تايپ آن، بايد كليد كنترل را با عدد 2 تايپ كنيم و در محيط تايپ، علامتي شبيه پيكان دوسر افقي ايجاد ميشود كه در چاپ نميآيد، ولي ميان كلمهها با حفظ پيوستگيشان در سطربندي، فاصله مياندازد.) تا جايي كه من اطلاع دارم، در ورد و ديگر نرمافزارهاي تحت ويندوز چنين چيزي نيست و حتي طوري كه دوستان يادآور شدهاند، در ويندوز «اكسپي» حتي ايجاد نيمفاصله هم سخت است.
به هر حال، شناخت و رعايت «نيمفاصله» از شناخت «فاصله» مهمتر است، چون بيشتر از آن يكي، از چشم نويسندگان پنهان ميماند و يا افراد كمحوصله زودتر آن را ترك ميكنند.
حال، من براي نمونه، عبارتي را يك بار با فاصلهانداختن ميان كلمات مركب درج ميكنم و باري ديگر، با حذف اين فاصلهها و ايجاد نيمفاصله. تا تفاوت اين دو ديده شود. در متن اول، همواره خطر اين وجود دارد كه كلماتي مثل «مي بينيم»، «جاه طلبي»، «خونريزي هاي»، «چنگيز منش ها»، «به وجود آمدن»، «چه سان»، «بر پا» و «بزرگ ترين» در آخر سطر قرار گيرند و كمرشكن شوند.
اول، بدون رعايت قواعد
ما وقتي كه صحيفة ممكنات را مي بينيم جاه طلبي فراعنه و طوح قياصره و خونريزي هاي چنگيز منش ها و يا به وجود آمدن «اتم» در قرن حاضر و سبب هلاك جامعه گرديدن چنانچه در «هورشيما» ما ديديم كه چه سان جهنم بر پا شد و بزرگ ترين جنايات در مقابل حيات بشر نموده آمد.
دوم، با رعايت قواعد
ما وقتيكه صحيفة ممكنات را ميبينيم جاهطلبي فراعنه و طوح قياصره و خونريزيهاي چنگيزمنشها و يا بهوجودآمدن «اتم» در قرن حاضر و سبب هلاك جامعه گرديدن چنانچه در «هورشيما» ما ديديم كه چهسان جهنم برپا شد و بزرگترين جنايات در مقابل حيات بشر نموده آمد.
حالا ممكن است اين بحث باشد كه كلماتي مركب همچون «بهوجودآمدن» يا «نموده آمد» در متن بالا، به راستي بايد با فاصله تايپ شوند يا با نيمفاصله؟ براي اينها، نميتوان به راحتي حكم قطعي صادر كرد. روش من اين است كه ميكوشم در زرنگار آنها را با فاصلة جامد تايپ كنم و در ورد، (البته من در ورد كار نميكنم. بر فرض محال اگر كار بكنم.) براي هر عبارت، به مقتضاي حال كار كنم و همان قاعده را كه گفتم، به كار گيرم. فرض ميكنم كه عبارت در آخر سطر است و خطر كمرشكنشدن دارد. ميبينم كه كدام به صرف است. نزديكبودن بدون خطر يا دوربودن با پذيرش اين احتمال.


مهربانیها ()