محمدکاظم کاظمی


+ مطلبی از خانم «فاطمه»

این مطلب را یکی از عزیزان نویسنده با نام «فاطمه» در وبلاگ خود نهاده بودند و در اینجا نیز اشاره به آن کرده بودند. من با سپاس از ایشان، مطلبشان را از صفحه‌شان برداشته و در اینجا نیز نقل می‌کنم.

نشانی منبع اصلی این مطلب، این است:

http://endlessroute.blogspot.com/2004/12/blog-post_110302473268352304.html

 

فکر می کنم بیشتر کسانی که این صفحه را می خوانند از قبل وبلاگ زیبای آقای محمد کاظم کاظمی، شاعر شناخته شده افغان، را به خاطر قطعه زیبای “سرود بازگشت” بشناسند. در آخرین مطلبشان، ایشان نکته ای راجع به تلفظ “او” در تلفظ های ایرانی و افغانی داشتند که به نظر من احتیاج به توضیح بیشتری دارد. به دلیل محدودیت کامنت ها در پرشین بلاگ آنرا اینحا می نویسم. در همین ابتدا اعلام می کنم که من کوچکترین تخصصی در ادبیات فارسی ندارم، هر چه نوشته ام از فکر خود و تجربه ام از زبان فارسی در طول زندگی ام نتیجه گرفته ام. بسیلر خوشحال خواهم شد اگر اشتباهی می بینید تذکر دهید.

قبل از آن: در اینکه تلفظ فارسی در افغانستان بسیار نزدیک تر به فارسی کهن است شکی نیست. در واقع آنچه ما امروز به عنوان تلفظ ایرانی می شناسیم “فارسی معیار” یا در اصطلاح عامیانه “تهرانی” نامیده می شود و در گویش های محلی نقاط مختلف این دور افتادگی کمتر است (گرچه این گویش ها هم کم کم از بین می روند یا هر روز بیشتر به تلفظ معیار شبیه می شوند) به هر حال، سوال من این است که چرا، چه وقت و چگونه این تفاوت بین زبان فارسی امروزی (در ایران) و فارسی کهن پیش آمد؟
و اما اصل مطلب:
به طور کلی نشانه “و” در فارسی ایران چهار کاربرد دارد:
اول: صامت واو.
دوم: “او کشیده”. مثل موی سر(moo)، روی زیبا(roo)
سوم: گاهی این نشانه اصلا تلفظ نمی شود بلکه برای کشیده تر کردن و حجم دار کردن مصوت قبل از خود می آید. مثل فاوست، جرج برنارد شاو (این نقش در زبان انگلیسی معمولا بر عهده حرف w است. مثل row , bow, shaw
چهارم: این کارکرد بسیار معمول را بچه ها در دبستان با نام “اُ استثنایی” یاد می گیرند. در این حالت، “و” کاربردی شبیه “ه” در “خانه” (البته با تلفظ فارسی آن) می یابد. مثلا: در کلمه نو : نمی گوییم (noo) می گوییم (no ). یا در توضیح: نمی گوییم toozih) )می گوییم (tozih) . در مورد “دولت”، “جو” (به معنی غله) اُ استثنایی در بسیاری موارد می تواند زیر مجموعه کاربرد سوم محسوب شود. زیرا معمولا نه به صورت اُ کوتاه بلکه به صورت ow تلفظ می شود (بدون تلفظ w) البته نه در همه موارد، مثلا در “چو” (cho) به صورت اُ کوتاه تلفظ می شود.
اُ استثنایی همچنین گاهی اوقات برای آسانتر کردن خواندن کلمات خارجی هنگامی که بدون ترجمه و با تلفظ اصلی به خط فارسی نوشته می شوند به کار می رود. مثال های زیادی وجود دارد از جمله: امپرسیونیسم (می خوانیم:ampersionism) ، پروتئین (می خوانیم: prote’in ) ویکتور هوگو (می خوانیم: hogo) و همین طور مثال خود آقای کاظمی : تابلو (می خوانیم: tablo ، نمی خوانیم: tabloo!) در این حالت “و” همیشه به صورت اُ کوتاه خوانده می شود. چنین کارکردی احتمالا در بین افغان ها هم باید وجود داشته باشد، در غیر اینصورت من دوست دارم بدانم چطور کلمه ای مثل نئو محافظه کار یا روبرتو باجو را می نویسند.
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: زبان فارسی
comment مهربانی‌ها () لینک