+ نگارش (پانزده)
چنانچه
من دیگر خستهشدم از بس در ویرایشهایم «چنانچه» را به «چنانکه» مبدل کردم. بله، قضیه این است که بسیاری از نویسندگان ما، به جای «چنانکه» به معنی «آنگونه که»، کلمة «چنانچه» را به کار میبرند که به معنی «اگر» یا «در صورتی که» است.
این دو کلمه فرقی ظریف و مهم با هم دارند و غالباً این تفاوت نادیده گرفته میشود. «چنانچه» یک «شرط» است، یعنی در صورتی که این کار بشود، فلان کار خواهد شد. و «چنانکه» برای شاهد مثال کاربرد دارد، یعنی این امر درست است، آنگونه در فلانجا نیز دلیلی برای درستیاش وجود دارد.
حالا ما چگونه به راحتی این تفاوت ظریف را تشخیص دهیم؟ بهترین کار این است که در هر عبارت، به جای اینها، معادلهایشان را ـ که ذکر کردم ـ بگذاریم و آنگاه ببینیم معنی عبارت چه میشود. مثلاً یکی از دوستان ما چنین نوشته است.
از همین دیار باستانی است که چهرههای ماندگاری در عرصههای عرفان، تصوف، هنر و اندیشه برخاسته و مکتبها بنیاد گذاشتهاند; «چنانچه» مکتب هنری هرات، اهمیت و تأثیر عمیقی بر دیگر مکاتب گذاشت.
و من به جای این «چنانچه»، «اگر» میگذارم.
از همین دیار باستانی است که چهرههای ماندگاری در عرصههای عرفان، تصوف، هنر و اندیشه برخاسته و مکتبها بنیاد گذاشتهاند; «اگر» مکتب هنری هرات، اهمیت و تأثیر عمیقی بر دیگر مکاتب گذاشت.
میبینید که معنی دگرگون میشود. ولی با «چنانکه»، یا معادل آن «آنگونه که» این عبارت اصلاح خواهد شد و درست: بدین گونه.
از همین دیار باستانی است که چهرههای ماندگاری در عرصههای عرفان، تصوف، هنر و اندیشه برخاسته و مکتبها بنیاد گذاشتهاند; «آنگونه که» مکتب هنری هرات، اهمیت و تأثیر عمیقی بر دیگر مکاتب گذاشت.
باری، کاربرد «چنانچه» به جای «چنانکه» در نوشتههای نویسندگان ما بسیار رایج است و نه نویسندگان امروز، که حتی در کتاب گرانقدر «آثار هرات» مرحوم خلیلالله خلیلی نیز چنین کاربردی را میبینیم. البته فراموش نکنیم که این کتاب، حاصل دوران جوانی آن مرحوم است و نه دوران پختگی نثرش.
این هم چند مورد دیگر کاربرد نابهجای «چنانچه» که کافی است معادلش را بگذارید تا عیبش آشکار شود.
کتیبههای دیگری هم برای اوقاف خراسان نوشتند و مینویسند که اکثر آنها را رقم نمیکنند، چنانچه امروز یک کتیبهای در دست دارند، که اوقاف آورده که چند متر است.
شاه طهماسب برعکس پدر طبعی درشت داشت و با هنرمندان نازکدل سازگار نبود، چنانچه میرمحمد حسین هروی معروف به باخرزی از وی برنجید و رخصت خواست و رخصت نیافت.
پیراحمد باغ شمالی سرآمد شاگردان خواجه عبدالحی و نادره زمان خود بود، چنانچه کسی دیگر در این شیوه بر وی تفوقی نتوانست پیدا کند
(من همه این مثالها را از یک کتاب در حال ویرایش برداشتم. در این کتاب پنجصد صفحهای، حدود سی مورد «چنانچه» داریم و همه به معنی «چنانکه» است و همه نادرست.)


مهربانیها ()