محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (هفتاد و هفت)

شود سفله از صوف و اطلس بزرگ‌

خران را اگر آدمی‌، جل کند

تا مصراع دوم را نخوانده‌ایم‌، مصراع اول معنی دیگری می‌دهد: «سفله به راستی از صوف و اطلس بزرگ خواهد شد.» و با رسیدن به مصراع دوم است که ناگهان رویة سخن عوض می‌شود. این یک هنرمندی خاص است که در این بیت هم دیده می‌شود.

در عدم ما نیز یاد زندگی خواهیم کرد

شعلة خاموش اگر یاد تپیدنها کند (ص 423)

در ضمن‌، مصراع دوم قدری گمراه‌کننده است‌، یعنی از آن‌، دو برداشت می‌شود: «اگر انسان‌، خران را جُل کند» و «اگر خران را، جُل انسان کند.» مسلم است که شکل نخست‌، مورد نظر شاعر نیست‌، ولی ساختار جمله بیشتر به آن سوی متمایل است و این عیبی است در این مصراع‌، یک عیب زبانی‌.

دو بیت دیگر در این معنی‌:

سفله با جاه نیز هیچ‌کس است‌

مور اگر پر برآورد، مگس است‌

q

دنی به مسند عالی‌، همان دنی است‌، نه عالی‌

که نقش پا، به سر بام نیز، خوار نشیند

در این بیت آخر، به راستی نمی‌توان میان این «خوار» و «خار سر دیوار» رابطه‌ای برقرار کرد؟ شاید شاعر چنین نظر داشته و شاید نیز دست اتفاق در کار است‌. آنچه مرا به این احساس تشابه وادار کرد، بیتی بود به گمانم از صائب در همین معنی و البته با حضور «خار سر دیوار»:

من از بی‌قدری خار سر دیوار دانستم‌

که ناکس کس نمی‌گردد به این بالانشینی‌ها

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک