محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (هفتاد و یک)

چو موم‌، دوری‌ام از جلوه‌گاه شهد وصال‌

اشاره‌ای است که باید جدا ز یارم سوخت

شمع را از موم می‌ساخته‌اند و موم نیز در سرشت‌، قرین شهد است‌. پس سوختن موم در قالب شمع‌، سوختنی به واسطة دوری از شهد وصال است‌. سوختن در فراق‌، در شعر بیدل‌، باز هم دیده‌شده‌است‌.

جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم‌

در پرتو چراغی پروانه می‌نگارم‌

q

کاش هجران دادِ من می‌داد اگر وصلی نبود

شمع‌ِ تصویرم که از من سوختن هم ننگ داشت‌

در ضمن‌، در مصراع دوم‌، ضمیر اول شخص‌، به جای فعل سوخت‌، به «یار» وصل شده است‌، یعنی می‌خواهد بگوید «جدا ز یار بسوزم‌». شاید هم بتوان گفت شاعر فعل «باید سوخت‌» را که قاعدتاً نیاز به ضمیر ندارد به کار برده‌، ولی برای این که مرجع این سوختن مشخص باشد، ضمیری برای «یار» آورده‌است‌. در هر صورت‌، این ساختار، شاید مطابق دستور زبان نباشد، ولی زیباست‌.

 

دوستان عزیز. دوباره بعد از مدتی بر سر کار نشسته‌ام. ان‌شاءالله نمی‌گذارم وبلاگ راکد بماند. مطالب تازه‌ای در حال آماده شدن است که به زودی درج خواهد شد. فعلا به یادداشتهای آماده شده بسنده می‌کنم. (کاظمی)

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک