محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (پنجاه و هفت)

خودداری و پابوس خیالش‌، چه خیال است‌؟

می‌بایدم از دست خود آنجا چو حنا رفت (ص 268)

حنا پای معشوق را می‌بوسد (پای را حنا می‌بسته‌اند.) و این مضمون در شعر بیدل سابقه دارد

کسی یارب مبادا پایمال رشک هم‌چشمی‌

حنا چندان که بوسد دست او، خون می‌کند ما را (ص 51)

از سوی دیگر می‌توان تصوّر کرد همین که حنا رنگش را به پا و دست معشوق می‌دهد، از دست خود می‌رود، (خودداری‌اش را از دست می‌دهد.) پس می‌توان گفت پابوس خیال معشوق همان است و از خود بیخود شدن همان‌.

بیدل در اینجا، دو بار کلمة «خیال‌» را تقریباً بدون فاصله به کار برده و این نه تنها آزاردهند نیست‌، که لطفی در خود دارد، به‌ویژه چون معنی این دو خیال‌، کمی با هم متفاوت است‌. اولی «تصویر ذهنی‌» است و دومی «اندیشه و گمان‌»

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک