+ امروز با بیدل (پنجاه و شش)
شب چو شمعم وعدة دیدار در آتش نشاند
تا سحر آیینه از خاکسترم گل کرد و ریخت
«گلکردن» در اینجا و بل در غالب جایها در شعر بیدل، یعنی «ایجادشدن» و «به ظهور رسیدن».
این قدر اشک به دیدار که حیران گل کرد؟
که هزار آینهام بر سر مژگان گل کرد
رابطه بین آیینه و خاکستر هم که آشکار است.
بیدل، به جرم این که چو آیینه سادهایم
خاکستر است آنچه به سر میکشیم ما
اما آنچه مرا به ذکر این بیت وادار کرد، شرح این نکتههای تقریباً بدیهی نبود، بلکه زیبایی خیرهکنندة بیت بود، بهویژه تصویر درخشان مصراع دوم آن.
نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ٩:۱۸ ق.ظ ; شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۳
کلمات کلیدی:
بیدل


مهربانیها ()