محمدکاظم کاظمی


+ امروز با بیدل (پنجاه و پنج)

تمکین کجا به سعی خرامت رضا دهد؟

کم نیست این که نام تو ام بر زبان گذشت (ص 267)

می‌گوید من که با شنیدن نام تو این‌چنین بیتاب و بیقرار شده‌ام‌، چگونه می‌توانم تاب خرام تو را بیاورم‌؟ شاعر به «تمکین‌» شخصیت بخشیده‌است‌. نمی‌گوید «من نمی‌توانم در برابر خرام معشوق تمکین کنم‌»، بلکه می‌گوید «این تمکین من نمی‌تواند خرام معشوق را تحمّل کند و از میان می‌رود.» البته اینجا یک اغراق هم درکار است‌، یعنی به جای خرام نیز سعی خرام آمده‌، یعنی حتی تلاشی برای خرامیدن از سوی معشوق هم منجر بدین می‌شود، چه برسد به خود خرام‌. بیدل در جایی دیگر نیز با زیبایی تمام‌، تمهید گفت‌وگو را جایگزین خود گفت‌وگو می‌کند:

زهی چمن‌ساز صبح فطرت تبسّم لعل مهرجویت‌

ز بوی گل تا نوای بلبل فدای تمهید گفت‌وگویت‌

و امّا دو بیت دیگر با مضمونی شبیه بیت «تمکین کجا...»:

چه می‌کردم اگر بی‌پرده می‌کردم تماشایت‌؟

تو را در خانة آیینه دیدم‌، رفت هوش من‌

q

که می‌داند حریف ساغر وصلت که خواهدشد

که ما پیمانه پُر کردیم از سرجوش پیغامت (ص 285)

نویسنده : محمدکاظم کاظمی ; ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۳
کلمات کلیدی: بیدل
comment مهربانی‌ها () لینک